اگر به فوتبال علاقه داريد شخصيتي فوق العاده با احساس و هيجاني داريد . صبر و تحمل شما بالا است. دوستي و همراهي با ديگران برايتان مهم است. ذاتا فردي اجتماعي . شوخ . باوقار . متعصب . سرحال و گشاده رو هستيد.

اگر واليبال را دوست داريد فردي دقيق . نكته سنج و داراي قدرت تحمل بالايي هستيد. بي باك و فهميده و پر دل و جرات ميباشيد. ذهني واقع گرا داريد و در كارهايتان ماهريد. برون گرا و خون گرم ايد و صاحب شخصيتي قوي هستيد.

اگر به بسكتبال علاقه داريد شخصيتي مصمم و قاطع داريد. پشتكار زيادي داريد و سخت كوش هستيد. قابل اعتماديد . باوجدان و با اعتماد به نفس هستيد و در ناملايمات و سختي ها خود را نمي بازيد.

اگر ورزش كشتي را دوست داريد فردي باشخصيت و خانواده دوست و متعصب ايد. تداعي كننده ي يك چهره مهربان . ساده . قانع و باگذشتيد. عواطف و احساسات قوي داريد . داراي چهره ي آرام و دلسوزيد. به آينده اميدوار و از اعتماد به نفس بالايي برخورداريد.

اگر به ورزش شنا علاقه داريد نشانگر آن است كه زياد اهل ريسك نيستيد. احساس مسئوليت بسياري مي كنيد. جذاب و متفكريد و بندرت عصباني ميشويد و باهمه در تفاهم و تعامل هستيد. مؤدب . بانزاكت . آسان گير . معاشرتي . فرهيخته .بافرهنگ . بااستقامت و فعال هستيد.

اگر به تكواندو علاقه داريد شخصيتي زرنگ و حساس داريد. از ايجاد دعوا و ناراحت كردن به شدت پرهيز ميكنيد و از آن بيزاريد. آرمان گرا هستيد. درك بالايي داريد . صاحب روحي ملايم . معتدل و خوشايند هستيد. خوش خلق و بي غل و غش و بلند نظريد.

اگر به ژيمناستيك علاقه داريد معلوم است فردي هنردوست . باسليقه و هنرشناس هستيد و از همنشيني با هنرمندان لذت ميبريد. پر شور و شوق هستيد و هرگز شتاب زده عمل نميكنيد . پرحرارت و سرشار از انرژي هستيد و بسيار متواضع و فروتن و كم توقع و انعطاف پذير و مقرراتي هستيد.

اگر به دوچرخه سواري علاقه داريد انساني مهربان . بااستقامت زياد . مصمم و قاطع .اطمينان بخش و باصلابت . اهل عمل و شهروندي مقرراتي و طرفدار آرامش هستيد و همچنين فردي باملاحظه و محبوب . كم توقع و باثبات و موقعيت شناس ايد.

اگر به ايروبيك (نرمش) علاقه داريد معلوم است كه از نظر روحي و رواني خيلي تيزهوش . واقع بين و معقول هستيد. دقيق . جدي و بلندنظريد و شديدا براي دوستي ارزش خاصي قائليد . آرامش طلب و دلنشين هستيد . آراسته و شيك پوشيد.


خب من بجز فوتبال و کشتی بقیه شو دوست دارم شما چطور ؟؟؟

نظر بدین ببینیم کدوم شخصیت رو دارید و بگید آیا به نظرتون درسته ؟؟!

:)


برچسب‌ها: روانشناسی آدم ها از طریق ورزش

+ نوشته شده در سه شنبه 19 دی1391ساعت 19:43 توسط دانشجو |

نام ژنریک:Zolpidem
نام تجاری: Ambien, Ambien CR


مکانیسم عمل

گیرنده‌های گابا (GABA) از واحدهایی مانند ۶-۱ αتشکیل شده‌است. زولپیدم تمایل زیادی برای اتصال به زیر واحد ۱ αدارد؛ در حالی‌که تمایل اتصال آن به ۲ α و ۳ α ده برابر کمتر است و به زیر واحد ۵ αتقریباً متصل نمی‌شود. گیرنده‌های گابایی که دارای زیر واحد ۱ αباشند، امگا یک و گروهی که زیر گروه‌های ۶-۲ α دارند؛ امگا دو می‌نامند. گیرنده‌های امگا یک در مغز و گیرنده‌های امگا دو در نخاع یافت می‌شوند. زولپیدم تمایل زیادی برای اتصال به گیرنده‌های گابای موجود در مغز دارد و مانند بسیاری از ساختارهای مشابه بنزودیازپینی تمایلی برای اتصال به ۴ αو ۶ αندارد. به دلیل اتصال اختصاصی زولپیدم به گیرنده‌ها، این دارو دارای اثر تسکین‌دهی، شل‌کنندگی عضلانی و نیز ضد تشنجی ضعیفی است. اما داروی خواب‌آور موثری می‌باشد و سبب افزایش خواب با امواج کوتاه می‌شود؛ اما در مرحله دوم خواب تغییری ایجاد نمی‌کند.

طبقه ی درمانی 

زولپیدم یک داروی مسکن و خواب آور است. این دارو باعث تعادل مواد شیمیایی موجود در مغز می شود که با عدم تعادلشان عامل ایجاد بی خوابی هستند.
زولپیدم برای درمان بی خوابی تجویز می شود. Ambien برای درمان و رفع مشکلات به خواب رفتن و شروع خواب و Ambien CR برای درمان مشکلات تداوم خواب ، تجویز می شود.
زولپیدم موارد مصرف دیگری نیز بنا به تشخیص پزشک دارد.

راهنمایی های کلی

زولپیدم باعث به خواب رفتنتان می شود. هرگز این دارو را در ساعات معمول بیداریتان مصرف نکنید مگر این که تصمیم داشته باشد 7 تا 8 ساعت را کاملا بخوابید. برخی از افراد در زمان مصرف زولپیدم فعالیت هایی نظیر رانندگی، غذا خوردن یا مکالمه با تلفن را به یاد نمی آورده اند. اگر این اتفاق برای شما پیش آمد، مصرف دارو را متوقف کنید و موضوع را با پزشکتان در میان بگذارید. در صورت بروز واکنش های آلرژیک، مصرف دارو را متوقف کنید. قرص زولپیدم حاوی لاکتوز ( قند شیر ) است. در صورت حساسیت به لاکتوز از مصرف این قرص اجتناب کنید. اگر شما هریک از شرایط زیر را دارید قبل از مصرف زولپیدم پزشک معالجتان را مطلع کنید.

- بیماری های کلیوی و کبدی
- بیماری های ریوی مانند آسم، برونشیت، آمفیزم یا انسداد ریوی مزمن
- آپنه خواب (وقفه های تنفسی هنگام خواب)
- میاستنی گراو ( Myasthenia gravis )
- سابقه افسردگی، اختلالات روانی و سابقه داشتن افکار خودکشی
- سابقه اعتیاد دارویی و سوء مصرف الکل


مصرف در دوران بارداری

این دارو در گروه C قرار می گیرد و می تواند باعث صدمه به جنین شود. در صورت بارداری و یا تصمیم برای باردار شدن با پزشک معالجتان مشورت کنید.

مصرف در دوران شیردهی

زولپیدم می تواند وارد جریان خون بشود. اگر کودکتان از شیر خودتان تغذیه می کند برای مصرف دارو با پزشک خود مشورت کنید.



راهنمای مصرف

زمین خوردن و افتادن های ناگهانی و غیرمترقبه در میان افراد مسنی که این دارو را مصرف می کنند بیش از سایر گروه های سنی است. در زمان مصرف این دارو احتیاط کنید که دچار صدمات و حوادث ناگهانی نشوید.
مصرف دارو در افراد زیر 18 سال ممنوع است.
این دارو را از داروخانه های معتبر خریداری کنید و آن را از طریق اینترنت و فروشندگان غیرمجاز تهیه نکنید.
دارو را طبق نسخه پزشکتان مصرف کنید. از مصرف دارو بیش از میزان تجویز شده و برای مدت زمانی طولانی تر اجتناب کنید. به منظور گرفتن تاثیرات مطلوب و اجتناب از تاثیرات نامطلوب و عوارض دارویی، دارو را طبق دستور پزشکتان مصرف نمایید.
در ساعات قبل از شب از مصرف زولپیدم خودداری کنید مگر این که بخواهید به مدت 7 تا 8 ساعت کاملا بخوابید.
زولپیدم را با لیوانی پر از آب میل نمایید.
از مصرف Ambien CR همراه با یا بعد از وعده های غذایی خودداری کنید.
بعد از گذشت 7 تا 10 شب از شروع درمان در صورت عدم بهبود بی خوابیتان و یا وخیم تر شدن آن موضوع را سریعا با پزشک معالجتان در میان بگذارید.
مصرف دارو را بدون توصیه پزشک بیش از 4 یا 5 هفته ادامه ندهید.
مصرف دارو را به صورت یکباره قطع نکنید زیرا باعث بروز نشانه های ترک دارو در شما می شود. قطع مصرف را زیر نظر پزشک و به صورت تدریجی آغاز کنید. نشانگان ترک شامل تغییر رفتار، درد معده، گرفتگی عضلات، تهوع، استفراغ، تعریق، اضطراب، ترس و دلهره، لرزش و تشنج می باشد.
نشانگان بی خوابی ممکن است پس از قطع مصرف دارو عود و بازگشت داشته باشد و حتی شدیدتر از زمان قبل از درمان به نظر برسد. اگر پس از گذشت چند شب وضعیتتان بهبود نیافت موضوع را با پزشک معالجتان در میان بگذارید.
از شکستن، جویدن و خرد کردن قرص های آهسته رهش خودداری کنید. قرص را به صورت کامل ببلعید. زیرا ساختار دارو طوری است که باید به آرامی در بدن رها شود و شکستن آن باعث رها شدن سریع آن در بدن می شود.
زولپیدم را در دمای معمولی اتاق دور از حرارت و رطوبت نگهداری کنید.


فراموش کردن دوز مصرفی

از آنجایی که زولپیدم به مقدار نیاز و معمولا در یک دوز مصرف می شود ممکن است به برنامه ای برای مصرف این دارو نیاز نداشته باشید. اگر شما 7 یا 8 ساعت کامل وقت برای خوابیدن ندارید این دارو را مصرف نکنید و از دو برابر کردن دارو خودداری کنید.


مسمومیت با دوزهای بیش از اندازه

در صورت مصرف زیاد دارو سریعا در پی دریافت مراقبت های پزشکی اورژانسی برآیید. مصرف مقادیر زیادی از زولپیدم می تواند مهلک وکشنده باشد مخصوصا اگر با سایر داروهای خواب آور توام شود. خواب آلودگی، آشفتگی، تنفس سطحی، احساس سبکی در سر، ضعف و بیحالی و اغما از نشانه های مصرف دوزهای بیش از اندازه است.


تحمل، وابستگی و علائم قطع مصرف

استفاده از زولپیدم در برخی افراد سبب ایجاد تحمل می‌شود. قطع دارو می‌تواند سبب بروز دلیریوم، تشنج و یا عوارض جانبی دیگر شود؛ به ویژه اگر به مدت طولانی و با دوز بیش از حد توصیه شده مصرف شده باشد. در افرادی که وابستگی فیزیکی و یا تحمل به زولپیدم ایجاد شده باشد، دارو را باید به تدریج و در طی ماه‌ها قطع کرد تا احتمال بروز عوارض جانبی کاهش پیدا کند. احتمال بروز وابستگی فیزیکی و نیز سوء مصرف در افراد الکلی بیشتر است. تجویز زولپیدم برای افراد الکلی، کسانی که سابقه سوء مصرف دارو دارند و نیز افراد دارای سابقه وابستگی به داروهای خواب‌آور و یا آرام‌بخش، باید با احتیاط همراه باشد.


موارد احتیاط

مصرف این دارو باعث اختلال در واکنش ها و تفکر می شود. ممکن است در هنگام مصرف این دارو در زمان صبح نیز احساس خواب آلودگی کنید. در هنگام رانندگی، کار با ماشین آلات و سایر کارهایی که مستلزم هوشیاری هستند احتیاط کنید. در هنگام مسافرت از مصرف این دارو اجتناب کنید. ممکن است شما در ساعاتی که هنوز احساس خواب آلودگی می کنید از خواب بیدار شوید. فراموشی اغلب در میان مصرف کنندگانی شایع است که 7 تا 8 ساعت را به صورت کامل نخوابیده اند. در زمان مصرف دارو از نوشیدن الکل خودداری کنید ممکن است الکل باعث تشدید برخی از عوارض زولپیدم شود.

سوء مصرف 

احتمال سوء مصرف زولپیدم توسط افراد وجود دارد. استفاده از دارو برای سرگرمی به دنبال استفاده طولانی‌مدت از دارو علی‌رغم منع مصرف آن و یا به دنبال استفاده از دوزهای بالای زولپیدم رواج می‌یابد. زمانی که فرد بدون تجویز پزشک اقدام به استفاده طولانی مدت از زولپیدم می‌کند، احتمال افزایش وابستگی و سوء مصرف افزایش پیدا می‌کند. تحمل به دارو زمانی اتفاق می‌افتد که فرد دارو را از راهی غیر از روش توصیه شده (مانند تزریق) مصرف کند و یا دارو را برای غیر اهداف درمانی مورد استفاده قرار دهد. سوء مصرف در افرادی که به سایر داروها وابستگی دارند، بیشتر اتفاق می‌افتد؛ اگرچه این نظریه کاملاً دقیق نیست و احتمال بروز وابستگی و سوء مصرف در افراد بدون سابقه نیز وجود دارد. در افرادی که سابقه وابستگی طولانی مدت دارند، احتمال بروز علایم قطع مصرف دارو، مانند تشنج، بیشتر وجود دارد. استفاده از موادی مانند الکل و یا حشیش، همراه با زولپیدم توصیه نمی‌شود.

استفاده بیش از حد

نشانه‌هایی که در اثر استفاده بیش از حد از زولپیدم بروز می‌کنند عبارتند از: افزایش سداسیون، مردمک سوزنی، دپرسیون تنفسی، کما و گاهی مرگ. در صورت استفاده هم‌زمان از الکل، مواد مخدر و نیز CNS-depressant احتمال تشدید عوارض وجود دارد.


عوارض جانبی

ممکن است مصرف این دارو باعث بروز واکنش های آلرژیک شود. در صورت بروز واکنش های آلرژیک و حساسیت دارویی نسبت به این دارو ، مصرف دارو را متوقف کنید و سریعا در پی دریافت کمک های اورژانسی پزشکی برآیید. عمده ترین نشانه های حساسیت دارویی عبارتند از:
کهیر، مشکلات تنفسی، تورم صورت، لبها، زبان و گلو
خلق افسرده، افکار آسیب رساندن به خویشتن
افکار غیرمعمول، رفتارهای پرخطر، عدم ترس از موقعیت های آسیب رسان
اضطراب، پرخاشگری، احساس تنش
توهم، گیجی، تغییر در شخصیت
عوارض خفیف تر شامل موارد زیر می شود:
خواب آلودگی روز، گیجی، خستگی و احساس سبکی در سر
فراموشی
رویاهای غیرمعمول
تهوع و یبوست
آبریزش بینی و گلودرد
تاری دید
سردرد، دردهای عضلانی
عوارض دیگری غیر از موارد ذکر شده نیز ممکن است در اثر مصرف دارو ایجاد شود. در صورت مشاهده هرگونه علائم غیرمعمول و ناراحت کننده پزشک معالجتان را در جریان بگذارید.


تداخلات دارویی

در صورت مصرف داروهایی که سبب ایجاد خواب آلودگی می شوند مقادیر کمتری از داروی زولپیدم مصرف کنید و پزشکتان را مطلع کنید. این داروها عبارتند از: داروهای سرماخوردگی، داروهای ضددرد، داروهای ضد اضطراب و افسردگی و...
داروهای زیر در فارماکوکینتیک زولپیدم تداخل ایجاد می‌کنند: کلرپرومازین، سایمتیدین، فلوکونازول، ایمی‌پرامین، ایتراکونازول، کتوکونازول، ریفامپیسین، ریتوناویر. احتمال بروز تداخل بین زولپیدم و کاربامازپین و فنی‌توئین وجود دارد اگرچه هنوز دلایل قطعی برای این نظریه وجود ندارد.
داروهای ضدافسردگی مانند: ایمی پرامین، سرتالین
فهرست تداخلات دارویی کامل نیست و امکان تداخل داروهای دیگری نیز در عملکرد این دارو وجود دارد. در مورد تمامی داروهای مصرفی تجویز شده و داروهای خارج از نسخه تان با پزشک مشورت کنید. این موارد شامل ویتامین ها، املاح، محصولات گیاهی و سایر داروهایی که برای سایر بیماری هایتان مصرف می کنید، می شود.
هرگز مصرف داروی جدیدی را بدون مشورت با پزشک معالجتان شروع نکنید.







+ نوشته شده در دوشنبه 27 شهریور1391ساعت 23:0 توسط دانشجو |

علف باش ، رشد کن ... حتی آنگاه که لگد شده ای ( باغ ژاپنی )

بعد یه مدت تصمیم گرفتم دوباره بنویسم ... هر از گاهی که سر میزدم اینجا اکثرا سرچ هایی که کرده بودن درباره ی کلرودیازپوکساید بود ... چراشو نمی دونم ؟! یعنی انقدر مردم اضطراب دارن و به اصطلاح بی اعصاب شدن ؟؟!
خب من در باره ی کاربرد و ... دارو مینویسم اما دوستان هیچ وقت به وبلاگها اعتماد نکنید ... قرار نیست که ما سرخود دارو مصرف کنیم یا اینکه حتی خودمون وقتی می بینیم دچار هرگونه عارضه ای شدیم برای خودمون دارو تجویز کنیم ...

کلرودیازپوکساید ( chlorodiazpoxide ) 

کاربرد : این دارو برای درمان اضطراب و عوارض ناشی از ترک الکل به کار میرود .
اشکال : به صورت قرص 5 و 10 میلی گرمی موجود است .
میزان مصرف : 1 تا 2 قرص روزانه .
عوارض : سردرد ، اختلال فکری ، احتباس ادرار ، مشکلات گوارشی ، مشکلات تنفسی ، خشکی دهان ، یبوست ، اختلال در عملکرد کبد و خواب آلودگی .

این از این .... امروز داشتم خواص میوه ها رو میخوندم به خصوص یک سری از میوه هایی که برای اعصاب خوبن مثل :

آلبالو
ازگیل
آووکادو برای درمان پارکینسون
روغن بادام برای درمان بی خوابی
بادام زمینی جلوگیری از فراموشی ( آلزایمر )
جوشانده ی برگ درخت به برای درمان بیخوابی
جوشانده ی برگ پرتقال با وست نارنج برای درمان بیخوابی و تپش قلب 
پرتقال ضد اسپاسم و آرام بخش است .
پرتقال دارای فولات است که بهمراه قرصهای اسید فولیک به پیشگیری از بروز بسته نشدن لوله عصبی در جنین کمک میکند . لذا به مادران باردار منابع اسید فولیک از جمله پرتقال توصیه میشود .
پسته باعث عملکرد درست مغزمیشود و شخص را آرام میکند .
بو کردن آب پیاز برای به هوش آمدن فردی که سست یا بیهوش بوده و همچنین برای رفع تشنج ، بسیار مفید است .
چای سبز برای درمان و پیشگیری از بیماری ms و همچنین آرام بخش و ترفیع کننده ی استرس
چای ریحان برای رفع بی خوابی

نقل از کتاب british medical book about fruits & vegetables

بازم وقت شد مینویسم و میذارم ... :)


+ نوشته شده در چهارشنبه 22 شهریور1391ساعت 22:12 توسط دانشجو |

 

پژوهشگران انجمن روان درمانی و روانپزشکی آلمان می گویند نتایج تحقیقات نشان می دهد که افسردگی ، استرس ، عصبانیت و همچنین تماشای تلویزیون و کار کردن با رایانه اندکی پیش از خوابیدن از عوامل موثر در بروز اختلالات خواب است

اختلالات خواب سلامت انسانها را تهدید می کند و آنان را در معرض انواع بیماریهای روحی روانی و جسمی قرار می دهد . محرومیت و یا اختلال در خوابیدن می تواند باعث بیماری چاقی مفرط شده و در شرایط حاد خود آغازی برای بیماری دیابت شود

آنان معتقدند اختلال در شرایط خوابیدن ، به ویژه آن دسته از اختلالات ناشی از افسردگی ،سبب مشکلات روانی می شود

از جمله نخستین اقدامات شخص بیمار که از بیخوابی و یا شرایط نامناسب خوابیدن رنج می برد مراجعه به پزشک است که در صورت لزوم، پزشک معالج می تواند با تجویز دارو درمان اختلالات خواب بیمار را برطرف کند

این درحالی است که در بسیاری از موارد، تغییر سبک زندگی می تواند کمک موثری به بهبود وضعیت خواب اینگونه بیماران بکند. مثال،تلاش برای کاهش تنش ها و استرس های روحی از جمله موارد مهمی هستند که می تواند در کاهش اختلالات خواب موثر باشند

پزشکان و متخصصان انجمن روانپزشکی و روان درمانی آلمان معتقدند،یکی از مهمترین سلاحها در کارزار علیه اختلالات خواب، برخورداری نظم و یکنواختی در زمان و چگونگی خوابیدن است که به مراتب تاثیر بیشتری نسبت به ساعات خوابیدن دارد

افزون برآن، فرد بیمار مبتلا به مشکلات نارسایی های خوابیدن درصورتیکه درطول یکماه،هفته ای سه مرتبه دچار ناراحتی ها و مشکلات بی خوابی شود باید به پزشک مراجعه کند

از سوی دیگر، بیماران مبتلا به بدخوابی یا بی خوابی باید بدانند لذت بردن از خوابیدن از زمان طولانی خواب مهمتر است

از سوی دیگر،اختلالات ناشی از خوابیدن به ویژه در نیمه های شب می تواند مشکلات جدی را به وجود بیاورد که بیماران آن ها را جدی نمی گیرند

عوارض و تاثیرات اختلالات خوابیدن را می توان بوضوح در فعالیت های روزانه افرادی که مبتلا به این گونه اختلالات هستند مشاهده کرد

از جمله دیگر مواردی که می تواند بر اختلالات خوابیدن دامن بزند وضع نامناسب نور و سرو صدا در شب است

پژوهشگران براساس یافته های جدید خود معتقدند با وجودی که برخی افراد هنگام خوابیدن به سروصداهای اطراف خود عادت کرده اند اما همین سروصداهای ناخواسته می تواند رفتار و روح و روان افراد را تحت تاثیر قرار دهد و سرمنشا بسیاری از دیگر مشکلات روانی شود

پژوهشگران تماشا کردن تلویزیون و یا کارکردن با رایانه را پیش از خوابیدن توصیه نمی کنند ، زیرا اشعه های منتشرشده از صحفه تلویزیون و رایانه توزیع هورمون “ملاتونین” که وظیفه تنظیم ریتم بدن را بهنگام روز و شب دارد مختل می کند ودر نتیجه بدن خارج از وضع طبیعی خود مجبور است بیدار باشد

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 15 اسفند1389ساعت 23:47 توسط دانشجو

 

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه ییل کشور آمریکا اعلام کردند ژنی را یافته اند که نقشی مهم در شروع افسردگی بر عهده دارد


براساس پژوهش های دانشگاه ییل در آمریکا ، ژن موسوم به ام کی پی یک افسردگی تاثیر مهمی دارد و می توان از آن برای تدوین برنامه درمانی جدید برای افسردگی استفاده کرد

افسردگی‌ عبارت‌ است‌ از احساس‌ غم‌، دلسردی‌، یا ناامیدی‌ به‌ مدت‌ حداقل‌ ۲ هفته‌ در اغلب‌ روزها و اغلب‌ ساعات‌ روز، به‌ علاوه‌ علایم‌ همراه‌ . برای‌ بیماری‌ افسردگی‌ واقعی‌ هیچ‌ علت‌ یگانه‌ و روشنی‌ نمی‌توان‌ متصور بود. بعضی‌ از عوامل‌ زیست‌شناختی‌ مثل‌ بیماری‌های‌ جسمی‌، اختلالات‌ هورمونی‌، یا بعضی‌ داروها می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند

عوامل‌ اجتماعی‌ و روانی‌ نیز می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند

 
اختلالات‌ ارثی‌ نیز می‌توانند مؤثر باشند. بروز این‌ حالت‌ ممکن‌ است‌ با تعداد وقایع‌ ناراحت‌کننده‌ زندگی‌ فرد ارتباط‌ داشته‌ باشد

دکتر رونالد دومان رئیس بخش روان پزشکی و داروشناسی دانشگاه ییل و سرپرست گروه محققان می گوید :‌ این ژن اصلی ترین دلیل یا دست کم یکی از عوامل اصلی بروز افسردگی است

به گفته پژوهشگران،‌ این ژن اصلی ترین علت یا دست کم یکی از عوامل اصلی بروز افسردگی است

افسردگی انواع گوناگون دارد، شایع ترین آن افسردگی ماژور است که فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و موقتاً فعال می شود

نوعی از افسردگی ماژور به افسردگی مالیخولیایی موسوم است که بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود

در حدود پانزده درصد مبتلایان به افسردگی ماژور دچار افسردگی اوهام اند که معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلاً خود را گناهکار و غیر قابل بخشش تصور می کنند

شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است که علت آن را مصرف دارو و الکل ، افزایش استرس و کاهش اشتغال گفته اند

 

+ نوشته شده در یکشنبه 15 اسفند1389ساعت 23:38 توسط دانشجو

 

دارو های ضد افسردگی

داروهای ضد افسردگی، برای درمان اختلال‌های افسردگی ساخته شده‌اند. کسانی که از افسردگی شدید رنج می‌برند، معمولاً با یکی از انواع داروهای ضد افسردگی درمان می‌شوند. انواع داروهای ضدافسردگی عبارتند از

ضدافسردگیهای سه حلقه ای : (از این جهت سه حلقه‌ای نامیده می‌شوند که در ساختار شیمیایی آن‌ها سه حلقه وجود دارد) مانند  ایمی پرامین ، آمی تریپتیلین و نورتریپتیلین

 

مهارکننده های مونوآمین اکسیداز

 مانند ترانیل سیپرومین  ، فنلزین و سلژیلین

 

که باید مصرف کنندگان این دسته

دارویی از غذاهای حاوی   مانند پنیر

MAO

اجتناب کنند

ضد افسردگی‌های سه‌حلقه‌ای مانند الاویل (Elavil) و بازدارنده‌های MAO مانند ناردیل (Nardil)، از طریق مکانیسم‌های گوناگونی فعال می‌شوند، اما به نظر می‌رسد که هر دو با افزایش عمل نوراپی نفرین و سروتونین افسردگی را کاهش می‌دهند.

 

آمی تریپین

ایمی پرامین

تری میپرامین

داکسی پین

فلوکستین

کلومیپرامین

نورتریپ تیلن

بوپروپیون

سرترالین

 

داروهای ضد اضطراب


داروهای ضد اضطراب علاوه بر ایجاد احساس بر طرف شدن تنش عضلانی، احساس آرامش و آسودگی را نیز به همراه می‌آورند. این داروها در درمان اختلال‌های اضطراب مورد استفاده قرار گرفته‌اند. داروهای ضد اضطراب مانند دیازپام ، کلرودیازپوکساید و آلپرازوپام فعالیت سمپاتیک مغز را به اندازه‌ای کاهش می‌دهند که پاسخ‌های اضطراب کاهش یابند یا باز داری می‌شوند. پروپرانول و مپروبامات از جمله سایر داروهای ضد اضطراب هستند

 

دیازپام

آلپرازوپام

پروپرانول

اگزازپام

کلرودیازپوکساید

تری فلوئوپرازین

لورازپام

بوسپیرونکلراید

مپروبامات

فلورازپام

 

داروهای روان گردان

داروهای ضدروان پریشی ، یا آنتی سایکوتیک‌ها برای درمان اختلال‌هایی مانند اسکیزوفرنی ساخته شده‌اند. این گونه داروها تأثیر آرام کننده یا آرام بخش زیادی دارند. بعضی از داروهای ضد روان پریشی مانند تورازین(Thorazine) توهم و هذیان بیمار را کاهش می‌دهند. ولی سایر داروهای ضد روان پریشی مانند کلوزاریل بیمار را سر حال می‌آورند و تقویت می‌کنند. تأثیر اصلی این گونه داروها کاهش و یا حذف نشانه‌های روان پریشی از جمله توهم، هذیان، گوشه گیری و بی احساسی است و برای آرام نگاهداشتن بیماران ساخته نشده‌اند

کلرپرومازین

تیوریدازین

فلوفنازین

هالوپریدول

لیتیوم کربنات

پرفنازین

تیوتیکسین

دیازپام

فنوباربیتال

فلبامات

فنی توئین

کاربامازپین

لاموتری ژین

میدازولام

والپروات سدیم

تیوریدازین

 اُلانزاپین

کلوزاپین

 

داروهای تثبیت کنندهٔ خلق


برای افرادی که از اختلالات دوقطبی رنج می‌برند، داروهای تثبیت کنندهٔ خُلق مانند ریسپریدون برای حالت شیدایی و  لاموتریژین برای حالت افسردگی به کار برده می‌شود تا چرخهٔ افسردگی - شیدایی شان از بین برود. لیتیوم داروی استاندارد برای دوقطبی، مانع نوسان‌های شاخص خلق می‌شود، اما عوارض جانبی خطرناکی دارد. از این رو به جای داروی لیتیم از دو دارو یکی برای حالت شیدایی و دیگری برای حالت افسردگی استفاده می‌شود

الانزاپین

لامویبوژین

دپاکین

 

داروهای خواب آور


دیازپام

لورازپام

فلورازپام

کلرال هیدرات

کلرودیازپوکساید

 

در ادامه ی همین پستها به توضیحات  انواع داروهای روانی !! می پردازیَم !!!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 10 اسفند1389ساعت 0:23 توسط دانشجو

روانسنجی(سنجش و اندازه گیری) یکی از گرایش های روانشناسی در دوره ارشد و دکتری است که در آمریکا به رشته روانشناسی کمی(QUANTITATIVE PSYCHOLOGY) بیشتر معروف است. در ایران در دانشگاه علامه در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری تدریس می شود. نیاز به بنیه قوی در آمار و روانشناشی شرط موفقیت در این رشته محسوب می شود. از اساتید برجسته این دانشگاه دکتر محمدرضا فلسفی نژاد و دکتر علی دلاور می باشند.داشتن سواد غنی در مورد روانشناسی و آشنایی خوب با فلسفه علم نیز علاوه بر تسلط داشتن بر ریاضیات و آمار باعث شده است که برخی از دانشجویان این رشته کمتر علاقه مند به این رشته باشند. در حالی که این رشته دارای جذابیت های بی شماری بوده و هیچ دانشجویی حتی در سطح دکتری نمی تواند بگوید که دروس این رشته تکراری می باشد. تسلط داشتن به نرم افزارهای آماری مختلف نظیر SPSS، LISREL،BILOG،MULTILOG، SAS و سایر نرم افزار ها برای انجام تحلیل های آماری ضرورت دارد.این رشته به عبارتی با روش شناسی پژوهش در علوم رفتاری و اجتماعی سروکار دارد و اینکه چگونه می توانیم فعالیت های پژوهشی خود را در راستای علم ناب و کمتر سوگیرانه در روانشناسی و علوم تربیتی سوق دهیم از اهداف تاسیس این رشته در سراسر جهان می باشد.

 

بیماری‌ها و وضعیت‌های غیرمعمول


  • سندرم گانسر
  • ادراک‌پریشی چهره‌ای (prosopagnosia)
  • ادراک‌پریشی (agnosia)
  • استرس
  • اسکیزوفرنی
  • اضطراب
  • هراس اجتماعی(Social Phobia)
  • اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)
  • اختلال پانیک (Panic Disorder)
  • اختلال فشار روانی پس آسیبی (PTSD)
  • افسردگی
  • بحران میانسالی
  • شخصیت ضد اجتماعی (Antisocial Personality)
  • اختلالات شخصیتی مرزی (BPD)
  • اختلال شخصیت نمایشی (Passive-aggressive behavior)
  • بزرگ‌سال‌پنداری (adultomorphism)
  • بلندی‌هراسی (acrophobia)
  • پرخاشگری
  • هراس (Phobia)
  • پریشان‌گویی (polylogia)
  • تنبیه‌هراسی (poinephobia)
  • توهم‌زدگی (hallucinosis)
  • تیزهراسی (aichmophobia)
  • جابجایی بساوشی (allesthesia)
  • جامعه‌ستیزی (sociopathy یا psychopathy)
  • جامعه‌گسلی (dissocialization)
  • جن‌هراسی (demonophobia)
  • جنون‌هراسی (maniaphobia یا lyssophobia)
  • خوددگربینی
  • خانواده درمانی (family therapy)
  • خون‌هراسی (hematophobia)
  • درددوستی (algophilia)
  • دردهراسی (algophobia)
  • دروغ‌پردازی (pseudologica fantastica)
  • روان‌پریشی دگرمحور (allopsychosis)
  • روان گسستگی
  • روان‌گسیختگی
  • روان‌نژندی
  • شتابان‌گویی (agitolalia)
  • شیدایی(mania)
  • طوطی‌گفتاری (psittacism)
  • گربه‌هراسی (ailurophobia)
  • گناه‌هراسی (hamartophobia)
  • لمس‌هراسی (haptephobia)
  • هرزه خواری (pica)
  • یادزدودگی پس‌گستر (retrograde amnesia)
  • اختلالات جنسی (SEXUAL DISORDERS)
  • اختلالات کنترل تکانه (IMPULSIVE CONTROL DISORDERS )
  • اختلالات دو قطبی (Bipolar disorder)
  • عقب ماندگی ذهنی
  • وسواس
  • اختلال‌های مرتبط با مصرف مواد (Drug Abuse)

     

    نظریات


     

    در دیدگاه فروید، بهتر است به دو مسئله اشاره کنیم دو کمپلس که در آن‌ها یکی عقدهٔ ادیپ و دیگری عقدهٔ الکترا است. فروید اعتقاد دارد با توجه به این اسامی که از دانشمندان موجود است عقدهٔ ادیپ خاص پسران است و عقدهٔ الکترا خاص دختران است. در این عقده‌ها چه دختر باشد چه پسر در سنین پائین خودش را به والد غیر هم جنس نزدیک می‌کند و از والد هم جنس دوری می کند. مثلاً یک پسر بچه به مادرش گرایش دارد و عاطفهٔ بیشتری به مادرش نشان می دهد و شاید مقداری درگیری با پدرش ایجاد کند و در مورد دختر این مسئله به عکس اتفاق می افتد. کشیده شدن به سمت پدر یا مادر و دوری از والد هم جنس را زمینهٔ این دو عقده می دانیم که پس از مدتی این عقده‌ها در کودک حل می‌شود و با تصفیه و حل شدن این عقده‌ها بچه‌ها خودشان را با بزرگترها همانند می کنند . پسر به سمت پدر می رود و لباس او را می پوشد و حرکات او را تقلید می‌کند و دختر به سمت مادر می رود و جلوه‌های رفتاری مادر را تقلید می کند.

     

  • + نوشته شده در یکشنبه 8 اسفند1389ساعت 15:34 توسط دانشجو

     

    پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند .

    عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه .

     بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش .

    سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن .

    خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن .

     ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر .

    بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن .

    با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز .

     پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش .

     سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن .

    روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش .

    ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور .

    تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر .

    محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش .

    سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش .

    سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش .

    شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو .

     لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن .

    حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر .

    ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن .

    سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده .

    اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن .

    بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن باش .

    دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن .

    زیباترین کلمه "راستی"است... با ان روراست باش .

    زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش .

    ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟

    موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.

    آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس .

    عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن .

    دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود .

    سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد .

    مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش .

    تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن .

    کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر .

    صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش .

    بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر .

    ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن .

    قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"آست... راز زیبائی در آن نهفته است .

    تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست .

    رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان .

    تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است... بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.

    محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است  و ...

     هدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به سوی آن ...

     

    + نوشته شده در یکشنبه 8 اسفند1389ساعت 15:27 توسط دانشجو |

     
    کتب مرجع روانپزشکی شخصیت نمایشی (هیستریکی ) را اینگونه توصیف میکنند:
     
     
    این مدل یکی از انواع تیپ‌های شخصیت می‌باشد. خصوصیات عمده‌ی این تیپ شخصیتی،
    توجه‌طلبی افراطی و آرایش ظاهری خاص برای جلب توجه و هم‌چنین داشتن رفتارهای
     هیجانی و نمایشی است.

    این قبیل افراد، بسیار تلقین‌پذیر بوده و در روابط بین‌فردی، از خود صمیمیت نشان‌می‌دهند.

     تیپ‌های هیستریکال بسیار احساسی، برون‌گرا، شورانگیز، تابع امیال، ساده‌لوح،

    بی‌آلایش و غالباً مردم‌پسند نیز هستند.  

    این گروه که امروزه در جوامع رو به عقب ماندگی! بیشتر دیده میشود مربوط به کسانی است

    که بعلت عقده های درونی و ضعف در اثبات خود با رفتار نمایشی سعی میکنند توجه محیط

    را به خود جلب کرده تا از این طریق بتوانند امتیازاتی هر چند ناچیز بدست آورند.

     

    ویژگی‌های اساسی افراد دارای شخصیت هیستریک :

    تشنه‌ی توجه و محبت:
     
    حرکات و رفتارها‌ی‌شان در جهت جلب توجه دیگران است و برای این کار، به هر ابزاری
    متوسل می‌شوند؛ از گریه و زاری گرفته تا ایماء و اشاره‌ها‌ی نامتعارف و پوششهای
    ناهماهنگ با شرایط روز. آنان دوست دارند هم‌چون یک بت پرستیده شوند.
    ( بی توجهی محیطی باعث فشار و استرس زیاد در اینها میشود) 

    رفتارهای نمایشی:
     
    این گروه از افراد، رفتارهای نمایشی و درام گونه دارند. این‌قبیل رفتارهای نمایشی،
    ممکن است بسیار ظریف و تحسین‌برانگیز و یا خشن و پرخاشگرانه باشد. 
    سعی‌می‌کننددر جمع و اجتماعات خانوادگی و موارد مشابه با انجام حرکات نمادین
    و نقش‌بازی کردن، در ذهن دیگران خاطره بکارند.

     اغراق در بیان مسائل:
     
    هنگام نظر دادن پیرامون مسائل یا اشخاص، بسیار اغراق‌آمیز و خارج از حد
    متعارف صحبت می‌کنند. آب‌وتاب خاصی به موضوع می‌دهند یا بیش‌تر از آن‌چه
    که هست، بزرگ توصیف می‌کنند و یا بیش از حد، کوچک‌نمایی و تحقیر می‌کنند.

    هیجان‌زدگی:
     
    غالبا و در بیشتر  مواقع هیجان‌زده هستند. غم، شادی، خوش‌بینی، بدبینی،
     ترس و... را به‌صورت متناوب و متغیر ابراز می‌کنند.
     
    احساسات ناپایدار:
     
    احساسات و عواطف آنان، متغیر و سطحی است به‌گونه‌ای که احساس‌شان
    پیرامون یک موضوع، مدام از حالتی به حالت دیگر تغییر می‌کند و از عمق
    بسیار کمی نیز برخوردار می‌باشد.( رفتارشان قابل پیش بینی نیست)
     
    خود‌محوری:
     
    اشخاص هیستریکال، در‌واقع افرادی خود‌محور هستند. 
                                                          
    وابستگی آنان به دیگران و گدایی توجه و محبت، به‌منزله‌ی این نیست که دیگران
    را افرادی بزرگ و محترم می‌پندارند بلکه برای این است که آنان را رام و نگران احوال
     خود کنند که خود، نوعی استعمار محترمانه‌ی دیگران است.
     
     ترس از تنهایی:
     
    این قبیل افراد، به‌شدت از تنهایی هراس دارند و اگر مجبور شوند لحظاتی را
     تنها و بدون هم‌نشین ‌سرکنند، به‌طور حتم پای تلفن خواهند نشست و با افراد
    زیادی تماس خواهند گرفت تا سرانجام موفق شوند با یکی دو نفر به صحبت
    بپردازند و از ترس تنهایی، رهایی پیدا کنند.به خاطر ترس از تنهایی غالبا پر کار
    دیده میشوند.
     
     اعتماد‌به‌نفس پایین:
     
    این قبیل افراد، به این دلیل که از غنای درونی بی‌بهره‌اند و وجود خود را در مهر
    تأیید دیگران احساس می‌کنند، افرادی شکننده هستند و اعتماد‌به‌نفس‌شان
    بطور معنی داری پایین است(البته با حرکات نمایشی سعی در پوشش آن میکنند).
     آنان برای این‌که مطمئن شوند در چشم‌انداز دیگران، افرادی بزرگ و محترم هستند،
     مدام به نظرخواهی از دیگران می‌پردازند.
     
    تلقین‌پذیر:
     
    افرادی زود‌باور هستند که به‌راحتی تحت تأثیر دیگران قرار می‌گیرند، به‌راحتی فریب
     می‌خورند، به‌سرعت تحت تأثیر فضا و اشخاص قرار می‌گیرند.
     
    تحریک‌پذیر:
     
    زود برانگیخته می‌شوند و واکنش‌های تند‌و‌تیزی به محرک‌های محیطی می‌دهند.
      
    سایر ویژگی‌های افرادِ دارای اختلال شخصیت هیستریکی:

    ـ غیرقابل پیش‌بینی
    ـ شورانگیز و هیجانی
    ـ مغرور و خود‌پسند
    ـ زندگی تئاتر‌گونه
    ـ دوست‌داشتنی- شوخ‌طبع
    ـ در زمان حال زندگی می‌کنندبه آینده توجه ندارند
    ـ از آرایش و پوشش‌های اغواگرانه‌و جلب توجه کنندگی استفاده می‌کنند.
    ـ از وجهه‌ی عوامانه بالایی برخوردارند. 
     
     
     درمان
     

    روان‌درمانی:
     
    اختلال شخصیت هیستریک نیز مانند سایر اختلالات روانی، قبل از هر نوع تجویز دارویی،
     باید از طریق روان‌درمانی بررسی و درمان شود. بهترین تکنیک روان‌درمانی برای این قبیل
     افراد، استفاده از فن روان تحلیلی است که از آن طریق، در موقعیت‌ها و زوایای
    مختلف، از بیمار و رفتارهای او فیلم گرفته می‌شود، سپس بیمار به همراه روان‌شانس
    خود، به تماشای فیلم می‌نشیند و روان‌شناس، به آنالیز رفتارها و علائم هشداردهنده‌ی
    بیمار می‌پردازد. بیمار نسبت به وضعیت خود، بینش پیدا کرده و سپس به مقایسه‌ی
    اوضاع روانی و رفتاری خود با افراد عادی جامعه می‌پردازد.
     
    دارو‌درمانی:
     
    درمان دارویی، زمانی قابل پی‌گیری است که در مرحله‌ی اول، درمان روان‌‌شناختی،
    جواب‌گوی مشکل فرد نباشد و دوم این‌که اختلال فرد، با سایر اختلالات روانی هم‌چون
     اضطراب، شیدایی، خود شیفتگی، افسردگی و‌... همراه باشد که در این حالت، از 
    داروهای ضد‌اضطراب و افسردگی برای مهار رفتارهای تنشی فرد استفاده می‌شود.
     
     

    + نوشته شده در یکشنبه 26 دی1389ساعت 22:23 توسط دانشجو

     

     

    از گابریل گارسیا مارکز می‌پرسند: اگر بخواهی یک کتاب صد صفحه‌ای در مورد امید بنویسی، چی می‌نویسی؟

    می‌گوید ‌٩٩ صفحه را خالی می‌گذارم. صفحه‌ی آخر، سطر آخر می‌نویسم

     

    امید آخرین چیزی است که می‌میرد

     

     
    بیشتر آدم‌ها زمانی ناامید می‌شوند که چیزی به موفقیتشان نمانده است

     
    امید، دارویی است که شفا نمی‌دهد، ولی درد را قابل تحمل‌تر می‌کند

     مشکلات زندگی گاهی مثل تلی از خاک بر سر ما می‌ریزند و ما مثل همیشه دو انتخاب داریم.

    اول اینکه اجازه بدیم مشکلات ما رو زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود

     
    پیش از سحر تاریک است، اما تاکنون نشده که آفتاب طلوع نکند. به سحر اعتماد کنید

     
    اگه یه روز به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش هست برخوردی ناامید نشو...چون اگه قرار بود اون در باز

    نشه جایش یک دیوار می‌گذاشتند

     

     

     

    + نوشته شده در پنجشنبه 16 دی1389ساعت 23:33 توسط دانشجو

     

    برای آنکه عمر طولانی باشد باید آهسته زندگی کنیم . سیسرون

     

    استرس در دنیای پرمشغله ی امروز ریشه یا عامل تشدید بسیاری از بیماریها از سردرد و کمردرد گرفته تا پیری زودرس به حساب می آید . در این میان چین و چرو کهای پوست که به ویژه خانمها درباره ی آن حساس هستند ارتباط مستقیمی با وضعیت روحی دارد . بطور کلی آرامش و نداشتن استرس بیشتر از هر نوع پودر یا کرم گرانقیمتی میتواند باعث شادابی و جوان ماندن پوست شود . بهمین دلیل پزشکان توصیه میکنند که افراد با منظم کردن برنامه های زندگی خود استرس را به کمترین میزان برسانند . خواب منظم و سروقت یکی از عواملی است که باعث می شود اضطرابهای شما به میزان زیادی کم شود . خواب کافی علاوه بر این تاثیر زیادی بر سلامت عمومی بدن هر شخص دارد .

     

     

    + نوشته شده در پنجشنبه 16 دی1389ساعت 2:5 توسط دانشجو



    متخصصین بیماری های اعصاب و روان به اهمیت آموزش بیمار از سوی درمانگر، در مقابله با پُرخوری عصبی یا بولیمیا (bulimia) معتقدند. آموزش ها می توانند شامل موارد زیر باشند:



    وزن بدن



    باید به بیمار درباره وزن مطلوب برای سن و قد او ، اطلاعاتی ارائه كرد. باید به او اطمینان داد كه نگران وزن دقیق مطلوب نباشد و از انتخاب رژیم غذایی بیش از حد متوسط، پرهیز كند.



    پیامدهای جسمی پرخوری عصبی، استفراغ عمدی و ملین‌ها



    همه بیماران باید درباره عوارض جسمی پُراشتهایی عصبی مطلع باشند. به‌ طور مثال باید درباره اختلال مواد معدنی و الكترولیت ناشی از استفراغ و استفاده از ملین یا مسهل‌ها، بزرگ شدن غده ترشح‌ كننده بزاق، فرسایش مینای سطح داخلی دندان‌های پیشین و بی ‌نظمی در عادت ماهیانه، اطلاعاتی داشته باشند. البته از میان این ها اختلالات الكترولیتی از نظر طبی جدی و خطرناك‌اند.



    مفید نبودن استفراغ عمدی و مصرف مسهل‌ها برای كنترل وزن



    جوانان و نوجوانان مبتلا‌ به اختلال رفتار پُرخوری حریصانه، باید بدانند كه با مصرف مقدار زیاد غذا، مقدار زیادی انرژی وارد بدن می‌ شود و استفراغ عمدی، همه موادی را كه خورده شده، دفع نمی ‌كند و استفاده از مسهل‌ها، اثر بسیار كمی در دفع انرژی دارند و اثر آنها در كاهش وزن بدن مانند داروهای مدر، كوتاه‌ مدت است.
    برخی از بیماران تمایلی به خوردن غذای اصلی یا غذای سبك در وعده‌های منظم ندارند، چون فكر می ‌كنند افزایش وزن پیدا می ‌كنند. باید اطمینان داد كه معمولاً برعكس این موضوع اتفاق می ‌افتد، چون پیروی از این الگوی غذایی از افراط در پُرخوری عصبی و حریصانه می کاهد و به این ترتیب، مقدار كالری كه وارد بدن می ‌شود، كم خواهد شد.‌



    آثار ناگوار رژیم غذایی



    سه نوع برنامه غذایی وجود دارد:

    - پرهیز از خوردن در فواصلی از روز

    - پرهیز از خوردن انواع خاصی از غذاها

    - محدود كردن مقدار كلی غذایی كه خورده می‌ شود

    بیشتر بیماران مبتلا‌ به پُرخوری عصبی، از هر سه نوع برنامه غذایی پیروی می‌ كنند و اغلب به‌ طرز افراطی، این کار، بیش ‌خواری را بیشتر می ‌كند. هدف این است كه بیمار به این نتیجه برسد كه باید رژیم غذایی را كنار بگذارد و این نكته باید در سراسر دوره درمان ادامه یابد.

    چه باید كرد؟

    تجویز یك الگوی منظم غذایی


    بیمار باید غذای خود را به سه یا چهار وعده تعیین شده، به علاوه یك یا دو وعده از غذای سبك كه از پیش مشخص شده است، محدود كند.

    نباید بیش از سه ساعت، بین وعده‌های غذایی فاصله باشد و بیمار باید همیشه زمان وعده بعدی را بداند.

    در فاصله این وعده‌های غذایی، باید كوشش کند تا از خوردن هر ماده غذایی پرهیز کند. خوردن غذا در سه وعده باعث می‌ شود كه از انجام دادن تلاش‌های غیر واقع ‌بینانه برای به تعویق انداختن خوردن، جلوگیری شود و به این ترتیب یكی از انواع فعالیت‌های رژیمی حذف شود.

    البته این الگوی غذایی باید متناسب با مسئولیت‌های روزانه بیمار تنظیم شود و معمولاً‌ لازم است كه در تعطیلات آخر هفته، تغییراتی در این الگوی صرف غذا داده شود.

    برخی از بیماران تمایلی به خوردن غذای اصلی یا غذای سبك در وعده‌های منظم ندارند، چون فكر می ‌كنند افزایش وزن پیدا می ‌كنند. باید اطمینان داد كه معمولاً برعكس این موضوع اتفاق می ‌افتد، چون پیروی از این الگوی غذایی از افراط در پُرخوری عصبی و حریصانه می کاهد و به این ترتیب، مقدار كالری كه وارد بدن می ‌شود، كم خواهد شد.‌



    دكتر افشین یداللهی / برگرفته از گنجینه دانش

     

    + نوشته شده در سه شنبه 24 فروردین1389ساعت 1:22 توسط دانشجو

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام

    خدایی دلم براتون خیلی خیلی تنگ شده بود ولی خب نه وقت بود و نه ...

                      راستی عییییییییییییییییییدتون مبارک سال نوتون مبارک...........               

    بهرحال...حالا که اومدم با دست پر اومدم...دوستای عزیزی که اینجا برای مشکلات روانی و بیماریها نظر میگذارند این توضیح رو بدم که من در حال حاضر دانشجوی پزشکی یا روانشناسی نیستم...این وب به دلیل علائق شخصی خودم به روح و روان آدمها و تحقیقاتی که در مدت کوتاه زندگیم تابحال انجام داده و میدم هست.من دانشجوی زبان هستم و پس از این اگه خدا بخواد قصد دارم برای کنکور تجربی آنهم برای 2سال دیگه شرکت کنم و با دعای خیر شما راهی دانشگاه آرزوهایم"دانشکده پزشکی شهید بهشتی"بشم و به اخذ درجه ی فوق تخصص روانپزشکی نائل.انشاالله...

    خب این از توضیحات اما اینو نگفتم که ازم ناامید بشید و دیگه سوالاتونو مطرح نکنید...من عاشق مطالعه و پژوهش بخصوص در زمینه پزشکی آنهم از نوع روان هستم.ضمن اینکه با پزشکان بخصوص روانپزشکان زیادی در ارتباط هستم...و گاهی مشورت هم هست دیگه.


    دوست خوبم نگار که اینجا کامنت گذاشتی ، عزیزم آدرس وبت error میده و با اجازه ت من جواب رو همینجا برات میذارم :

    چندتا سوال ازت داشتم.اول اینکه اگه به هر کسی تو این جامعه بگی که برو پیش روانپزشک کاملا معلومه که سرباز میزنه و گوش به حرف هیچ کس حتی عزیزترین شخص زندگیش نمیده.نگفتی این رفتارها از چه نوع اند؟؟بعدشم ایشون چند سالشونه؟؟

    تو جامعه ی ما هنوز روانپزشکان به خوبی جا نیفتاده ند...ما حتی میتونیم برای یه مسئله ی ساده که تصمیم گیری برای ما سخت هست با اونها مشورت کنیم و ازشون کمک بخوایم...در اینصورت ماهم روانی هستیم؟

    کاملا مشخصه که در برابر روانپزشک مقاومت میکنه شاید اگه هر کسی جاش بود این کارو میکرد...اینها یه راهنمایی کوچک بود عزیزم.اگه به اینجا سر زدی و جوب رو دیدی مفصل تر قضیه رو برام بنویس و همچنین آدرس وب رو درست برام بگذار.


    دوستان عزیز من هم از آشنایی شما دوستای خوب خوشوقتم ولی لطفا اگه کامنت میذارید وقتی جواب میدم منتظرم نذارید دیگهههههههههههه!!(با شما بودما!)

    حالا پشت سر این مطلب براتون چندتا مطلب میذارم تا بعد بیام و سر فرصت وبلاگو سیراب کنم!!!

     


    راستی شماها فارسی وان رو می تماشایید؟

    یه مطلب روانشناسی هم در مورد اینها میخوام بذارم دوست دارم نظرتونو راجع به فرهنگ زندگی در آمریکا " مکزیک" که بخصوص در سریال "ویکتوریا"نشان داده شد که به خاطر عشق و علاقه ی شخصی همه چیز را به امان خدا رها کنی و ... و همچنین اعتقاد به دوبار زندگی بر روی زمین و نسوخ روح یک فرد پس از سالها در همان فرد در قالبی دیگر که در حال حاضر در سریال "سفری دیگر" نشان داده میشه برام بذارید.


    الان دارم یک کتابی رو میخونم که هرچی بیشتر میرم جلو بیشتر به یه روانپزشک شک میکنم!آخه بگم چی بهت حالت خوب بود اینو معرفی کردی؟ما نمیتونیم جلوی تاثیرگذاری فرهنگ غرب رو در ایران بگیریم و ترجمه های کتابهای روانشناسی و روانشناختی هم بیشترین تاثیر رو بر روی افراد مطالعه کننده ی این نوع کتابها داره من نمیگم این کتابها رو نخونیم ولی محتوای برخی از این کتابها با فرهنگ ایران جور در نمیاد...ببینید..........نه اصلا بذارید تحقیقاتم به پایان برسه اسم کتاب و نحوه ی ...... همه چیشو میگم دیگه...د ِ چقدر عجولید(بخونید عجولم واسه گفتنش!)


    بچه ها یه نذری کردم دعا کنید برآورده شههههههههههه........


    راستی هر 5شنبه منو میتونید توی خانه ترانه ببینید ولی تا زمانی که انشاالله تو رشته ی پزشکی قبول نشم اسممو فاش نمیکنم!!!


    این هم مطلبی از دوست و استاد عزیزم و ترانه سرای خوب کشور دکتر افشین یداللهی  ""بدرفتاری با کودکان""  

    مطلب پست بعدی هم از ایشون هست در مورد رژیم غذایی و...


    تا بعد دوستتون دارم تا دنیا دنیاس ، دعا کنید برای روانپزشک شدنم!

     

    + نوشته شده در سه شنبه 24 فروردین1389ساعت 1:19 توسط دانشجو |


    منظور از مسائل مشکل رویدادها و شرایطی هستند که پذیرش و سازگاری با آن ها برای اکثریت مردم کار چندان ساده ای نیست.

    در رویارویی با موضوعاتی مانند مرگ طلاق مهاجرت جا به جایی منزل و غیره که درک وفهم آنها برای کودکان دشوار است به خاطر سپردن و رعایت نکات زیر می تواند کمک کننده باشد :


    سن میزان پختگی و سطح رشدی کودک را در نظر بگیرید کودکان در سنین مختلف توان متفاوتی برای پردازش اطلاعت بیان کلامی و انتزاعی و سطوح مختلفی از تحمل ناکامی و مهار تکا نه ها دارند


    واکنش والدین به حوادث زندگی تاثیر بسیاری بر چگونگی رفتارهای کودک دارد. کودکان واکنش پدر و مادر را در برابر روی دادهای آسیب زا مشاهده و درک می کنند.

    در واقع چگونگی پاسخ کودکان به این حوادث به واسطه پاسخ های والدین تعیین می شود


    تا جایی که امکان دارد باید هر دو والد در این گونه بحث ها شرکت داشته باشند این بحث ها باید در موقعیت هایی صورت پذیرد که امکان قطع شدن آنها کمتر وجود داشته باشد(مثلا ماشین جای مناسبی است که نوجوانان می توانند هنگام رانندگی پدر یا مادر خود به راحتی با آنها صحبت کند).


    وقتی کودکان از حادثه ای آزار می بینند یا متاثر می شوند ممکن است در مورد آن صحبت کنند یا رفتارشان دستخوش تغییر شود.


    ارتباط خوب میان والدین و فرزندان باید در سنین پایین ( سال های پیش دبستانی ) آغاز شود طی زمان پروش یابد و غنای بیشتری پیدا کند هنگام بروز یک پدیده بحرانی و دشوار ارتباط به سرعت قابل ایجاد نیست.


    در ادامه به برخی بایدها و نباید هایی که والدین بهتر است برای صحبت با کودکان از آنها پیروی کنند می پردازیم.


    بایدها

     


    به حس درونی خود به عنوان پدر یا مادر اطمینان کنید


    قبل از صحبت با کودکان پیام هاو افکار خود را سازمان دهی کنید


    پیام های ساده و مشخص بدهید


    صادق باشید


    به دقت به صحبت های کودک گوش کنید و سوالات او را پاسخ دهید(زمان زیادی را به این امر اختصاص دهید)


    آماده باشید سعی کنید پاسخ ها و سوالات کودک را پیش بینی کنید


    واکنش های کودکان را مشاهده کنید اگر کودک گیج آشفته و مقاوم است آرام باشید
    بدانید که کودک ممکن است احساسات و هیجانات مخلوطی داشته باشد(مثلا از پدر بزرگ خشمگین باشد که چرا مرده است)


    راه های ارتباطی را باز نگه دارید کودک غالبا نیاز دارد در مورد آینده صحبت کند او زمان کافی می خواهد تا بتواند اطلاعات را به شیوه خود پردازش کند


    نباید ها

     


    وقتی کودک آشفته است با او در مورد مسائل پیچیده صحبت نکنید.


    وقتی کودک ناراحت است یا روز واقعا بدی داشته مسائل دشوار را به میان نکشید.


    نصیحت یا موعظه نکنید مراقب آهنگ کلام خود باشید.


    از کودک سوالات خیلی مستقیم نپرسید به او اجازه بدهید سوالات خود را بپرسد.


    به کودک اطمینان کاذب ندهید به او دروغ نگویید.


    دیگران را مقصر قلم داد نکنید(مثلا در جریان جدایی با طلاق والد دیگر را محکوم نکنید).


    اگر کودک خیلی لجباز یا عصبانی شده است بحث را ادامه ندهید.


    خب من این هفته رفته بودم خانه ترانه ی خودمون!

    یه تکه ی کوتاه که خیلی دوستش دارم رومینویسم از شعر دکتر افشین یداللهی که به زودی با صدای حمید گلشن خواهی شنید:

     

    ما سراغ ِ هم ُ تا کی،باید از جاده بگیریم؟


    درد ما درد ِ کمی نیست،که هم ُ ساده بگیریم...

     


    این شعر بر روی ملودی نوشته شده...یه خاطره کوتاهم بگم که خیلی لذت بخش بود برام:
    یکی از بچه ها برگشت گفت میشه دو بیت اولو دوباره بخونید البته بعد از پخش آهنگ...دکتر گفت من یادم نیس والا!!...فکر کنییییییییید شعر خودش یادش رفت!بنده از اونجایی که عادت خبرنگاریم اگه گل کنه ول نمیکنه تند تند شعرو کامل نوشتم دو بیتشم خوندم!چه پررو!!

     

    حرفی نیست جز:

     

    عشق را وارد کلام کنید        تا به هر عابری سلام کنید ...

     

    سلاااااااااااااااام!

     

      

    + نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت 2:0 توسط دانشجو


    Habit Disorders

     

    - زدن محکم سر به در ودیوار

    - خم وراست شدن

    - جنباندن بدن

    - مکیدن انگشت

    - جویدن وخوردن ناخن ها

    - کندن موها

    - تیک

    - سائیدن دندان ها بر روی هم در هنگام خواب

     

    همه پدیده هائی است ناشی از هیجان وفشار درونی کودک که به صورت حرکات وعادات غیر معمول در کودک تظاهر مینماید این عادات غیر معمول سبب نگرانی پدر ومادر میشود و به کودک تذکر میدهند که انجام ندهد که خود باعث تشدین آن می گردد.


    توجه

     


    والدین توجه داشته باشند برچسب زدن به کودک نزد دیگران مثلا پرخاشگری ، عصبی و اینکه اصلا غذا نمی خورد یا اینکه همیشه ناخن می مکد نباید به کودک داده شود.


    آیا همیشه باید به کودکان جواب مثبت دهیم؟ واقعیت این است زمان هائی است که کودک نمیتواند تاب تحمل شنیدن " نه " داشته باشد.


    کوبیدن سر به تختخواب ودر ودیوار : معمولا به علت محرومیت از عواطف مادری است که غالبا در 5-6 سالگی از بین میرود.


    مکیدن انگشت : از 3-4 ماهگی شروع می شود ودر دوران شیرخوارگی طبیعی است ودر 18 ماهگی به اوج خود میرسد ودر سن دو سالگی از شدت آن کاسته می شود بالاخره در تع دادی از موارد تا 4-5 سالگی ادامه دارد پدر و مادر باید زمانی که کودک بر حسب عادت انگشت خود را به دهان می برد موضوعی که مورد علاقه او است به او بگویند وتوجه اورا به چیز دیگری جلب کنند تا عادات مکیدن او ترک شود . اگر والدین کودک را از مکیدن انگشت منع کنند عادت کودک تشدید خواهد یافت والدین باید بدانند که نق زدن – مسخره کردن – تنبیه کردن کودک سبب ترک عادت او نخواهد شد .


    جویدن ناخن ها : در کودکان کمتر از سه سال نادر ومعمولا بین 8-12 سالگی تظاهر می کند علت آن غالبا نتیجه عدم امنیت وآرامش درونی کودک است مثلا اولین مرتبه که به کودکستان یا دبستان میرود اگر محیط تازه برای او ناگوار باشد ناخن خود را می جود و والدین شکوه می کنند که من آرزودارم یک مرتبه ناخن های کودکم را بگیرم که این رفتار باعث تشدید آن خواهد شد .


    سائیدن دندان ها بر روی هم در خواب : که به دندان قروچه معروف است نتیجه ناراحتی و فشار های درونی کودک است که نتوانسته است آن را بیان نماید و در خواب به صورت سائیدن دندان ها ظاهر خواهد شد پدر ومادر باید قبل از خوابیدن کودک با او صحبت کنند و نوازش کنند و از او بخواهند اگر ناراحتی دارد بیان کند هر چه در درون دارد ترس ورنجش باز گو کند ابته ممکن است کودکی که دندان قروچه دارد انگل هم داشته باشد ولی سائیدن دندان ها ودندان قروچه مربوط به انگل و کرمک نمی شود.


     

    + نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 1:46 توسط دانشجو


    اگر فقط بخواهيم فهرست وار مروري بر عواقب تنبيه جسماني و يا كتك زدن بچه ها بيافكنيم موارد ذيل قابل ذكرند:


    1)‌ تنبيه جسماني خيلي زود اثر آگاه كننده خود را از دست مي دهد يعني بچه اي كه كتك مي خورد خيلي زود Desensitized مي شود.


    2) مجازاتگر كه در غالب موارد مادر و پدر طفل مي باشد مجبور است هر بار بر شدت آن بيافزايد كه طفل از مجازات دچار ترس و اضطراب گردد و ديگر , عمل بد خود را تكرار نكند يعني هذفي كه تنبيه كننده به دنبال آن است.


    3) در اثر اين تشديد مجازات در اكثر موارد مجازاتگر عنان اختيار را از دست داده و لطمات شديدي در حين حمله خشم برطقل وارد مي سازد كه همان معناي abuse Physical را زنده كرده و در نتيجه در بسياري موارد بچه آنچنان صدمه خواهد ديد كه ديگر قابل جبران نخواهد بود (مانند خونريزيهاي جمجمه , شكستگيها و سوختگيها و فلجي و عقب افتادگي عقلاني و صدها مصیبت ديگر) و يا به مرگ طفل خواهد انجاميد , آنچنان كه آمار بسياري كشورها حاكي از حوالي 4000 - 10000 مورد مرگ در سال , در نتيجه Physical abuse است (‌كه در اكثر موارد Missed شده و به حساب مرگهاي اتفاقي گذاشته مي شود).


    4)‌ طفل كتك خورده از زمان طفوليت مي آموزد كه راه حل مشكلات منازعه و ابزار خشم به ديگران است (‌قانون Child abuse = نسل Abuser نسل More abuser از خود بر جاي مي گذارد).


    5) پايين آمدن اتكا به نفس Poor selfe = steem : من بچه هستم , من كسي نيستم ,من لياقت ندارم مفاهيمي است كه با رشد روند تفكري در ذهن طفل ايجاد شده و خود را پايين تر از ديگران خواهد پنداشت زير مكرا در حين كتك خوردن اين جملات را از دهان والدين خود شنيده است.


    6) معناني انتقام Revenge بجاي آگاهي و عبرت در ذهن وي شكل مي گيرد و باعث مي گردد بر منفي كاري خود بيافزايد طفلي را كتك مي زنند كه برادر و خواهر شيرخوار كوچك خود را اذيت نكند در اينصورت مسلم بدانيد كه و اين موجود را كه باعث كتك خوردنش شده است زير زيركي و بيشتر از سابق اذيت خواهد كرد.


    7) عدم اعتماد به دنيا loss of trust : بالاخص در شيرخواراني كه در زير يك سالگي از والدين كتك مي خورند و يا با خشم با آنان رفتار مي كنند (مثلا مادراني كه شيرخواران بد خلق و نق نقي را به شدت تكان داده و يا روي بالش پرت مي كنند ) معناي دنيا = مكان نا امن شكل مي گيرد زيرا مجازات از سوي افرادي اعمال شده است كه اولين مراحل اتكاء و اعتماد را در انسان شكل مي دهند يعني مادر و پدر.


    8) اگر بخواهيد عواقب جسمي و روحي تنبيه جسماني را بر شماريم صدها كتاب و مقاله هم بجايي نخواهد رسيد و فقط ذكر مي كنيم كه ايجاد افسردگي , فرار از مدرسه , فرار از منزل , روي آوري به فحشا و اعتياد ( در سنين بالاتر و بالاخص نوجواني ) شكست هاي شغلي , بزهكاري و اعمال ضد اجتماعي و خلاف قانون و رخ داد بالاتر و طلاق در خانواده افراد Abused بعنوان مشتي از خروار قابل ذكرند.


    اما هر گاه شما با اين والدين مجازاتگر بحث كنيد خواهيد شنيد : آقا شما دستي از دور بر آتش داريد , باور كنيد از نصيحت و قربان صدقه و جايزه و تهديد و داد زدن و غيره هر كاري كه بگوييد كرده ايم و دست آخر مجبور شديم كه كتكش بزنيم . چقدر بگوييم برادر كوچكت را اذيت نكن تو آقا شده اي و او كوچك است,چقدر داد بزنيم توپ را به ديوار نزن يا در مورد اطفال در سنين مدرسه)چندبار جلوي ناظم و معلم خجالت بكشم و قول بدهم در مدرسه شيطنت نخواهد كرد و باز هم ما را به آنجا بكشد,آيا شما راه ديگري بجز كتك زدن به ذهنتان ميرسد؟


    بحث :‌ همانطور كه عرض كردم امروزه يكي از منسوخ ترين روشهاي تربيت كردن اطفال كتك زدن يا Physical punishment است ولي اگر از ما سوال فوق بشود (آيا شما راه بهتري از كتك زدن مي شناسيد‌) پيشنهاد ما چه خواهد بود؟

    ‌بله من راههاي بهتر و عملي تر و موثرتري مي شناسم:


    1) سعي كنيد طبع و مزاج طفل خود را (Temperament) بشناسيد:‌بعضي بچه ها در مقابل گرسنگي و يا سر و صدا و يا هرگونه تغيير فيزيكي ديگر بيش از ساير اطفال حساسيت نشان مي دهند و اينها گروه Difficult Temprament children را تشكيل مي دهند وعده هاي غذاي اين اطفال و حتي دفعات شير خوردن آنان در زمان Breast feeding بايد مكررتر و نزديك تر باشد بعلاوه ميزان سر و صداي منزل و منجمله صداي راديو و تلويزيون را بايد بسيار كوتاه نمود و در اينصورت از بد خلقي و خشم آنان كاسته خواهد شد.


    2) گاهي اوقات پدر مادر ممكن است دچار مشكلاتي مانند اختلال كنترل تكانه(Control disorder impulse ):(‌افرادي كه نمي توانند دچار غرايز و منجمله خشم خود را كنترل كنند)باشند در اينصورت طرف مقابل رل ميانجي را بعهده خواهد داشته و هنگاميكه علائم از كوره در رفتن را در همسر خود درك مي كند بايد به نحوي فعال تر نگهداري طفل را برعهده گيرند تا وي خونسردي خود را بدست آورد.


    3) پدر و مادر بايد در ايجاد انضباط در طفل به نحو يكسان حركت كنند هنگاميكه طفل عملي ناهنجار انجام مي دهد بايد هر دو يك جور قيافه بگيرند و گرنه اگر طفل مثلا شي را پرت كرده يكي عصبانيت نشان داده و ديگري لبخند بزند مسلما عمل خطا تكرار خواهد شد.


    4) موثرترين و بحراني ترين زمان ايجاد انضباط در اطفال بين 5/1 – 3 سالگي است كه معناي Yes و No در آنان شكل مي گيرد بهترين واكنش بعمل خطا مانند پرت كردن اشياء و كتك زدن و هل دادن اطفال , ابزار قيافه اي اخمو عصباني و احيانا با صداي بلند ( نه در حد داد زدن ) خطاب كردن اوست و بالعكس در مورد اعمال خوب مانند بازي با ديگران و دادن اشياء به والدين (‌بقصد كمك)‌پاسخ با آواي دلنشين و ملايم و لبخند مناسب خواهد بود.


    5) هرگز نبايد به قصد رهايي از دست جيغ زدن طفل سعي در بر آوردن خواسته وي بنحو فوري نمائيم مثلا اگر طفل مكررا پا به زمين كوبیده و يك شي خطرناك يا شكستني را درخواست مي نمايد و يا مي خواهد خوراكي دلخواه خود را در ساعت نامناسبي بدست آورد نبايد تسليم وي شده و مطابق خواسته او رفتار نمائيم زيرا در اينصورت الگوي نامناسب رفتاري ايجاد شده و حل مراحل بعدي را با مشكل خواهد نمود.


    6) اصل تربيت رفتار باليني بر مداومت و تكرار استوار است طفل بايد درك كند كه اگر صد بار هم از صندلي بالا رفته و بخواهد چيزي را از بلندي بردارد كه نامناسب است دويست با او را پائين مي آوريم.


    7) هرگاه پدر و مادر خود را عصباني حس مي كنند بايد بلافاصله هر وسيله اي كه در دستشان است بر زمين بگذارند اكثر صدماتي كه در طي مراحل خشم بر اطفال وارد مي شود ناشي از ابزار و وسائل مانند كمربند و خط كش و امثالهم مي باشد.
    8) فرق رشوه و جايزه :‌هيچگاه نبايد خوراكي يا شئي دلخواه را پيشاپيش به طفل بدهيم كه او قول بدهد بچه خوبي باشد اين روش در رفتار درماني مطرود شناخته شده است.


    9) نبايد كودك را بخاطر عملي زشت در حضور ديگران خجالت بدهيم(Demeaning)زيرا اين روش نوعي سوء رفتار به حساب مي آيد.


    هرگز نبايد به دليل عملي بد يا سستي در انجام وظايف خواهر و برادر و اطفال ديگر را به رخ او بكشيم زيرا اين كار هم اتكاء به نفس وي را پائين مي آورد
    بچه هاي Hyperactive از مفعولين و قربانيان درجه اول كتك خوردن مي باشند و اثبات گرديده است كه هرچه بيشتر آنان را در معرض محيطهاي باز مانند پارك قرار دهيم از ميزان پرتحركي مخربشان كاسته شده و رفتار مناسب تري بروز خواهند كرد


    ممكن است يك پدر و مادر افسرده شيطنت طبيعي بچه را نا فرماني و بي ادبي تلقي نمايند و در نتيجه او را بدليل بي حوصلگي خودشان كتك بزنند افسردگي جرم و جنايت نيست بلكه يك بيماري قابل درمان است كه درمان آن ناجي والدين و طفل خواهد بود


    نتيجه گيري

     


    توصيه فوق قطره اي از درياي رفتار درماني است و فقط بدان جهت ذكر گرديد كه من و شما بتوانيم بوالدين بگوئيم بله واقعا روش هاي قاطع تر و بهتري از كتك زدن مي شناسيم كه بتواند يك انسان با شخصيت سالم و بهنجار تحويل اجتماع دهد و نه يك موجود ضد اجتماع و انتقام جوي سوء استفاده گر ملاحظه مي فرماييد كه در قرن بيست و يكم پدر و مادر مي توانند با قيافه هاي خشن و اخم كردن و دور شدن موقت از كنار اطفال پرخاشگر و عصباني و نهايتا چند دقيقه قرار دادن وي در يك اتاق در بسته و بنحو اخري با دو انگشت به پشت دست زدن بسيار موفق تر باشند تا با كتك زدن طفل.

     

     انسان با نگاهش بهتر از دستش مي تواند ديگران را كتك بزند

     

    موفق باشید...


     

     

     

    + نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 15:42 توسط دانشجو


    اصل پرهيز از خجالت دادن و سرزنش کردن


    اگر كودك يا نوجوان را مورد سرزنش قرار دهيم و مدام از او عيب جويي كنيم يا او را مورد تمسخر قرار دهيم ، كودك يا نوجوان مورد نظر احساس حقارت مي كند و دچار عدم اعتماد به نفس مي شود و از دست زدن به هر كاري مي ترسد. اين گونه افراد در تصميم گيري ، انتخاب هدف و قبول مسووليت دچار شك و نگراني مي شوند. بهترين راه برقراري رابطه انساني ، همدلي و همفكري است نه سرزنش كردن و خجالت دادن.


    يافتن راه حل بسياري از مسايل به فوريت امكان پذير نيست ، ليكن برقراري رابطه خوب بين والدين و فرزندان مي تواند بهترين نقطه آغاز باشد. به كودك يا نوجوان بايد ياد داد كه انسان گاهي اشتباه مي كند و بايد از اشتباهش درس بگيرد. ناگفته نماند اگر آبروي فرزند برده شود و عزت نفس او مخدوش گردد ، ديگر جبران يك قلب شكسته بسيار دشوار است و با دست خود همه پل هاي پشت سر خراب خواهد شد


    بنابراين :


    سرزنش كردن ، خجالت دادن و تحقير كردن كودك يا نوجوان موجب نا امني رواني و آشفتگي عاطفي او و در نتيجه موجب بروز نا هنجاريهاي رواني مي شود.

     

    اصل پرهيز از دستور دادن و تهديد كردن

     


    انسان آزاد آفريده شده است. گاهي والدين بايد در زندگي فرصت فرمانروايي و تحكم را نداشته اند و يا دائم تحت فشار بوده اند ، اكنون مي خواهند كودك خود را تحت انقياد قرار دهند و مرتب به او امر و نهي مي كنند و دستور مي دهند. توصيه مي شود اگر تقاضايي از كودك داريد حتي الامكان به شكل سوالي مطرح كنيد. براي مثال بگوييد (( دوست داري در بردن ظروف به آشپزخانه به من كمك كني ؟ دلت مي خواهد برايت يك قصه شيرين بگويم ؟ آيا مي تواني اين كتابها را سرجايش بگذاري ؟، ممكن است خواهش كنم اين صندلي را ببري تو آن اتاق ؟ و نظاير ان در هر حال بايد به كودك يا نوجوان متناسب با وسع و توان او مسئوليت داد و از او انتظار داشت. در كارهايي كه كودك قادر است انجام دهد ، از او كمك بخواهيد تا روحيه و همكاري ومشاركت در او تقويت شود ،بنابراين :
    كودك يا نوجواني كه در يك محيط تهديد آميز رشد مي كند ، از رشد شخصيت سالم برخوردار نيست و در آينده قادر نخواهد بود به ديگران اعتماد و با آنها ارتباط برقرار كند.

     

    اصل پرهيز از مشاجره كردن


    هر كودكي نياز به امنيت رواني دارد و والدين موظف هستند اين نياز را براي كودك تامين كنند. روش هايي از قبيل عيب جويي ، لج بازي ،‌ سرزنش ، داد و فرياد كردن ، كتك زدن ، بددهني و مشاجره كردن با كودك ، موجب مي شود كودك احساس نا امني كند و دچار اضطراب شود. همواره هدف هاي تعليم و تربيت را در نظر داشته باشيد و يا فرزندانتان در فضايي مناسب و محرمانه و صميمي به گفتگو بپردازيد.


    روشهايي مانند سر به سر گذاشتن ، يكي به دو كردن و مشاجره كردن شما را به مقصود و هدفهاي تربيتي نمي رساند ، پس از به كار بردن اين گونه روشها اجتناب كنيد و رابطه خود با فرزندتان را مخدوش نسازيد.


    افزون بر اين ، به كار بستن اين گونه روشها موجب مي شود. احترام متقابل بين شما و فرزندتان از بين برود و والدين اقتدار خود را از دست بدهند.


    والديني كه شكايت مي كنند كه فرزندشان به آنان احترام نمي گذارد يا به حرف آنها توجه نمي كند ، بايد به بررسي و ارزيابي رفتار خود بپردازند و ببينند چه كارهايي كردند يا چه رفتارهايي از خود نشان داده اند كه با اين وضعيت رو به رو شده اند ؟‌ بديهي است است اگر شما مي خواهيد فرزندتان رفتارش را تغيير دهد ، شما بايد رفتار خود را مورد ارزيابي و بازنگري قرار دهيد . گاهي اوقات برادر يا خواهر بزرگتر با خواهر يا برادر كوچكتر مشاجره مي كنند و سر به سر مي گذارند.
    در اين وضعيت چون برادر يا خواهر كوچكتر قادر نيست واكنش لازم را بروز بدهد به او فشار رواني وارد مي شود و در نتيجه دچار نا امني رواني و اضطراب مي گردد.


    بنابراين :


    براي حفظ اقتدار والدين ، رعايت احترام متقابل و تامين امنيت رواني كودك و نوجوان ، از مشاجره كردن با فرزندتان اجتناب كنيد.

     

    اصل پرهيز از مقايسه كردن

     


    هرگز توانايي ها و ناتواني هاي كودكي را با كودك ديگر مقايسه نكنيد ، زيرا كه مجموعه عواملي كه موجب شكل گيري رفتار يك كودك مي شود با كودك ديگر متفاوت است.شايسته است تأكيد شود كه منظور از مجموعه عوامل ، آن هايي هستند كه از بدو انعقاد نطفه تا زمان حيات كودك در فرآيند رشد و تحول او در ابعاد گوناگون دخالت داشته يا دارند.


    اين اصل از اهميت خاصي برخوردار است و همواره به مادران و پدران توصيه مي شود كه حتي كودك را با خواهر يا برادر ، پسر خاله ، پسر عمه ، دختر خاله ، دختر عمه يا دوستانش مقايسه نكنيد.


    كودك از غرور خاصي برخوردار است و نزد همسالان و كودكان ديگر از آبرو و احترام ويژه اي برخوردار است ، لذا وقتي شما كودكي را با كودك ديگر مقايسه مي كنيد ( به طور معمول مقايسه بر اساس ناتواني ها صورت مي گيرد ) در واقع غرور او را مي شكنيد ، به او بي احترامي مي كنيد ، توانايي هاي او را ناديده مي گيرد و ناتوانايي هاي او را به منظور تحقير و سرزنش او مطرح مي كنيد و به رخ او مي كشيد.


    به طور مشخص گاهي اوقات والدين زمان خودشان را با زمان فرزندشان مقايسه مي كنند و اظهار مي دارند :وقتي من بچه بودم ، هرگز اين كار را نمي كردم!يا زماني كه من در سن شما بودم،هميشه اين طور عمل مي كردم بديهي است ما اجازه نداريم خود و زمان خود را با فرزند و زمان او مقايسه كنيم.


    به ديگر سخن ، مقايسه كردن كودك يعني ناديده گرفتن اصل تفاوتهاي فردي ، يعني خجالت دادن كودك و تحقير كردن او. بنابراين توصيه مي شود در صورت لزوم كودك را با خودش مقايسه كنيد.


    اين مقايسه بايد بر اساس توانايي هاي كودك در فضايي صميمي و محرمانه صورت گيرد و بدانيد علي رغم وجود شباهتها ميان كودكان ، هيچ كودكي به طور مطلق شبيه كودك ديگر نيست.


    اصولاچرا كودكي را با كودك ديگر مقايسه مي كنيد ؟‌ هدف شما چيست ؟ مي خواهيد به چه نتيجه اي برسيد؟

     
    بنابراين :
    هرگز كودك را با كودك ديگر مقايسه نكنيد بلكه با خودش و وضعيت قبلي و كنوني او مقايسه كنيد.

     

    اصل تشویق و تایید کردن

     


    در روان شناسي اگر هر رفتار مطلوبي با يك نتيجه يا پيامد خوشايندي توام شود يا هر رفتاري به دنبالش يك پاداش داشته باشد ، مي گويند آن رفتار تقويت مثبت شده است كه نتيجه آن تقويت و استمرار از آن رفتار است لذا با توجه به اين حقيقت كه انسان موجودي تشويق طلب و نتيجه گريز است و هر انساني ارزش تشويق ، تاييد ، و محبت و احسان و پاداش را درك مي كنند ، بي شك استفاده از تشويق و محبت بهترين راه ايجاد ، استمرار ، تقويت و توسعه رفتارهاي مطلوب است.بديهي است استفاده از روشهاي نا مطلوب براي رسيدن به رفتارهاي مطلوب امكان ندارد. بنابراين استفاده از تنبيه بدني ، سرزنش كردن ، خجالت دادن ، نفرين كردن ، دشنام دادن و نظاير آن به اصلاح رفتار كودك يا نوجوان شما كمك نمي كنند. در مقابل توجه به رفتارهاي مطلوب كودك يا نوجوان به استمرار و تقويت آنها كمك مي كند ، همان طور كه توجه به رفتارهاي نامطلوب موجب استحكام آنها مي شود. يك رفتار مطلوب بايد تكرار شود تا به صورت عادي مطلوب درآيد.


    گاهي اوقات كودك رفتاري را به طور تصادفي انجام مي دهد و بعد منتظر مي ماند تا عكس العمل شما را ببيند اگر شما با رفتارهاي كودك مسئولانه برخوردار كنيد و رفتار درست او را تاييد كنيد ، كودك ياد مي گيرد كه چه رفتارهايي را تكرار كند و ادامه دهد. در مقابل اگر شما رفتارهاي نادرست او را مورد توجه قرار دهيد ، موجبات بدآموزي او را فراهم كرده ايد.


    طبق نظر روانشناسان تربيتي هر رفتاري مورد توجه ، اعتنا و تشويق قرار گرفتن ( تبسم كردن ، سر را به علامت تاييد تكان دادن ، سكوت كردن ، با دست روي شانه كودك زدن و نظاير آن )‌ آن رفتار تقويت مي شود و تكرار مي گردد. لذا بايد تقويت كننده ها را متناسب با سن ، جنس و موقيعت بكار برد.

     
    سعي كنيد رفتارهاي مطلوب كودك را نزد ديگران به ويژه كودك و كساني را كه مورد احترام كودك هستند متذكر شويد و تشويق كنيد.


    در مقابل رفتارهاي نامطلوب را در خلوت محرمانه و صميمي يادآور شويد و علت بروز اين گونه رفتارها را جويا شويد ، تا به تدريج در كودك رشد فكري بوجود آيد و خود بتواند به تحليل و علت يابي رفتارهايش بپردازد.


    زماني كه رفتارهاي مطلوب كودك را تشويق مي كند به او كمك كرده ايد تا با خود سنجي و خود ارزيابي ، احساس خود ارزشمندي كند و به خود و نفسش اعتماد پيدا كند. به فرزندتان بگوييد كه چه رفتارهايي شما را خوشحال مي كند و از او چه انتظارهايي داريد. براي مثال وقتي مهمان آمد ، شما رفتار خوبي داشتيد ، وقتي من با تلفن صحبت ميكردم شما به آرامي بازي مي كرديد. در روان شناسي از روشهاي تشويق كردن به عنوان روشهاي تقويت كننده ياد مي شود.


    اين روشها هر كدام مي تواند اثر تشويقي داشته باشد. دادن مسئوليت ، پاسخ دادن به تلفن ، تلفن كردن ، اضافه كردن زمان بازي ، مشاهده فيلم مورد علاقه ، پارك رفتن ، مهماني رفتن و گاهي اوقات با ارايه تقويت كننده هاي كلامي مي توان كودك را تشويق كرد و مورد تاييد قرار داد ، مانند : آفرين ، خيلي خوب ، كاري كه كردي مرا خوشحال كرد ، تو موجب افتخار من هستي ، من از اين كار تو راضي هستم. كار تو بهتر شده و داري پيشرفت مي كني. همواره بايد به كودك كمك تا ارتباط ميان دريافت پاداش و رفتارش را بفهمد و بداند نابرده رنج و گنج ميسر نمي شود


    به طور كلي هدف تعليم و تربيت ، ايجاد افزايش و گسترش رفتارهاي مطلوب و كاهش و از بين بردن رفتارهاي نامطلوب است و. اين مهم محقق نمي شود مگر از طريق بكار بردن تقويت كننده ها به طريق درست و مناسب. البته فراهم كردن شرايطي كه كودك به خود تشويقي بپردازد از اهميت خاصي برخوردار است.
    بنابراين :


    تشويق ، تاييد و تحسين رفتارهاي مطلوب كودك يا نوجوان و تقويت نقاط قوت او مهمترين روش برقراري ارتباط با كودك يا نوجوان است

     

     

    + نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 0:44 توسط دانشجو

     

    1- روان‌شناسی رشد چیست؟

     


    روان‌شناسی رشد، شاخه‌ای از روان‌شناسی است که به مطالعه چگونگی رشد و تغییر افراد در طول زندگیشان می‌پردازد. روان‌شناسان رشد نه تنها به مطالعه تغییرات جسمی و فیزیکی در فرایند رشد افراد می‌پردازند بلکه رشد اجتماعی، هیجانی و شناختی افراد در طول زندگیشان را نیز در نظر می‌گیرند. قبل از بحث بیشتر در این مورد، بهتر است به تعریف دقیق «رشد» بپردازیم.

     


    2- رشد چیست؟

     


    این واژه، رشد انسان در طول زندگی، از شکل‌گیری نطفه تا مرگ، را توصیف می‌کند. مطالعه علمی رشد انسان، به دنبال درک و تشریح چگونگی و چرائی تغییراتی است که افراد در طول زندگیشان می‌کنند. این مطالعه، تمام جنبه‌های رشد انسان، شامل رشد جسمی، هیجانی، ذهنی، اجتماعی، ادراکی و شخصیتی را در برمی‌گیرد.


    مطالعه علمی رشد، نه تنها برای روان‌شناسی بلکه برای جامعه‌شناسی، آموزش و بهداشت نیز اهمیت دارد. منظور از رشد، تنها جنبه‌های جسمی و فیزیولوژیکی آن نیست بلکه جنبه‌های شناختی و اجتماعی مرتبط با آن نیز می‌باشد.
    مطالعه رشد انسان برای تع دادی از رشته‌ها از جمله زیست‌شناسی، انسان‌شناسی، آموزش، تاریخ و روان‌شناسی اهمیت دارد. البته ازهمه مهم‌تر، کاربردهای عملی مطالعه رشد انسان است. با درک بهتر این که افراد چرا و چگونه رشد و تغییر می‌کنند، می‌توان این دانش را برای کمک به آن‌ها در زمینه‌ به کارگیری تمام توانائی‌های بالقوه‌شان در زندگی، به کار بست.

     


    3- مطالعه رشد چگونه صورت می‌گیرد؟

     


    روان‌شناسان رشد، روش‌ها و فنون متفاوتی را برای مطالعه رشد انسان به کار می‌گیرند. پژوهشگران از روش‌های علمی برای جمع‌آوری و تحلیل سامانمند اطلاعاتی که قابل نتیجه‌گیری باشند، بهره می‌گیرند. روش علمی،فرایندی است که از رویه‌ها و اصول مشخصی برای یافتن پاسخ سوالات استفاده می‌کند. چهار مرحله اصلی در یک روش علمی وجود دارد:


    پاسخگویی به یک سوال


    ایجاد یک فرضیه


    آزمودن فرضیه


    نتیجه‌گیری


    پژوهش‌های روان‌شناسی در زمینه رشد نیز از روش‌های مختلفی از جمله آزمایش، مطالعات طولی (پژوهشی که با پیگیری آزمودنی برای دوره‌های طولانی انجام می‌گیرد)، مطالعات مقطعی(پژوهشی که در آن گروهی را در زمانی خاص تحت بررسی قرار می‌دهد)، مطالعات همبستگی و مطالعات موردی، استفاده می‌کنند.
    پس از آن که نوع پژوهش تعیین گردید، مرحله بعد تعیین چگونگی جمع‌آوری اطلاعات است. در روان‌شناسی رشد از روش‌های مختلفی استفاده می‌شود که هر یک نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارند. برخی از روی کردهای متداول عبارتند از:


    - مشاهده: دو نوع متفاوت از مشاهده وجود دارد. نخست، مشاهده موضوع مورد نظر در محیط آزمایشگاهی و دیگر، مشاهده در محیط طبیعی. فایده مشاهده در محیط آزمایشگاهی این است که شرایط توسط آزمایش قابل کنترل هستند امّا عیبش این است که شرایط ممکن است غیرطبیعی باشند و فرد از تحت مطالعه بودن آگاه است. مشاهده طبیعی به پژوهشگر امکان می‌دهد تابه مطالعه در شرایط طبیعی و واقعی بپردازد. فایده این روش این است که پژوهشگر می‌تواند رفتارها را آن گونه که واقعاً در شرایط طبیعی اتفاق می‌افتند مشاهده کند امّا عیبش این است که پژوهشگر ممکن است نتواند متغیرهای خارجی موثر بر رفتار را کنترل کند.


    - مطالعه موردی: یک مطالعه موردی، تحلیل عمیق یک فرد خاص است. با وجودی که این روش پژوهشی اطلاعات جامعی درباره یک فرد خاص فراهم می‌سازد، امّا تعمیم نتایج به دست آمده بر روی گروه‌های بزرگتر غالباً مشکل است. به این دلیل، از مطالعات موردی غالباً در پژوهش‌های بالینی یا در مواردی که جنبه‌های خاص زندگی فرد مورد مطالعه قابل تکثیر یا بازتولید نباشد، استفاده می‌شود.


    - پرسشنامه: این روش راه ساده و سریعی را برای جمع‌آوری حجم زیادی از اطلاعات در اختیار پژوهشگر قرار می‌دهد. یکی از نقاط ضعف این روش این است که تنوع، خلاقیت و فردیت پاسخ‌ها را کاهش می‌دهد. در مواردی که فرد مورد مطالعه قادر به پر کردن پرسشنامه نباشد، مثلاً کودک خردسال، سوالات از طریق مصاحبه پرسیده می‌شود.


    - آزمایش: آزمایش مستلزم دستکاری و اندازه‌گیری متغیرهاست. این روش پژوهشی، علمی‌ترین روش است اما در صورتی که متغیرهای مورد نظر، مفاهیم انتزاعی یا درونی باشند، به کارگیری آن دشوار است. مشکل دیگر این است که برخی متغیرهای مورد نظر به دلایل اخلاقی، قابل مطالعه در خلال آزمایش نیستند. به عنوان مثال، می‌توان به پژوهش بر روی اثرات تنبیه شدید کودکان در رشد آن‌ها اشاره کرد.

     


    4- پرسش‌های اصلی در روان‌شناسی رشد چیست؟

     


    چند بحث و موضوع مهم در طول تاریخچه روان‌شناسی رشد وجود داشته است. بعضی از پرسش‌های اصلی که از سوی روان‌شناسان و پژوهشگران مطرح گردیده، حول محور اهمیت نسبی وراثت در مقابل محیط، فرایندی که رشد از طریق آن صورت می‌گیرد و اهمیت کلّی آزمایش‌های اولیه در مقابل روی دادهای بعدی، بوده است.


    یک موضوع کلاسیک در پژوهش‌های رشد کودکان، «طبیعت در برابر وراثت» است. آیا وراثت نقش عمده‌تری در رشد کودک دارد یا محیط؟ امروزه، اغلب روان‌شناسان تشخیص داده‌اند که هر دو عنصر، نقشی اساسی دارند امّا بحث همچنان بر سر موضوعات دیگری چون استع داد تحصیلی یا گرایش‌های جنسی ادامه دارد.

     

     


     

    + نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 20:55 توسط دانشجو

     

     

        چنین شوهرانی عشق را در زندگی می کشند   

     

     

    در پی نوشتن مقاله ای پیرامون تنوع پذیری در جنس مذکر(که یه جورایی خواسته های آقایون رو مطرح می کنه)،حال بر آن شدیم تا نکاتی را که خواسته و تمایل خانمهاست بیان کنیم.

     

    1- شوهرهایی که تعصب بی جا را با غیرت اشتباه گرفته اند.

     


    خانمش را چون یک شی می پندارد.به نام دوستی و عشق، او را با توهمات خود زندانی کرده و قوانین ممنوعیت را برای همسر خود وضع می کند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع؛رفتن به خانه پدر و مادر ممنوع؛سرزدن به دوستان ممنوع؛ درس خواندن و دانشگاه رفتن ممنوع؛داشتن شغل ممنوع؛اردو و مسافرت ممنوع؛ استفاده از رایانه و اینترنت ممنوع؛خندیدن با صدای بلند در محيط خانواده و محارم ممنوع؛تعریف و توضیح در مورد آقایان ممنوع؛رفتن کنار پنجره ممنوع؛نامه نوشتن ممنوع؛بیرون رفتن از منزل ممنوع .

     

     

    2 - شوهرهای سلطه جو، زورگو و کنترل کننده؟!

     


    چنین شوهرانی حق انتخاب را به کلی از همسرشان می گیرند و این حق انتخاب را فقط برای خود به رسمیت می شناسند. از تصمیم های مهم و کلی تا جزئی ترین مسائل باید زیر نظر آنها و به فرمان آنها باشد. به عنوان مثال بعضی از اعمال و مستبدانه این آقایان عبارتست از: تصمیم در انتخاب محل زندگی به تنهایی؛ تصمیم گیری در مورد فرزند داشتن؛ تصمیم در مورد رفت و آمد و میهمانی رفتن، تصمیم در ارتباط یا قطع رابطه با بعضی از فامیل یا دوستان از روی دل خودشون؛ تصمیم گیری در مورد شغل خانم، تصمیم گیری در مورد رشته تحصیلی و محل تحصیل همسرشان بدون توجه به نظر او؛ انتخاب رنگ پرده ؛ انتخاب نوع مبل؛ انتخاب رنگ و نوع فرش؛ انتخاب ظروف و لوازم منزل، در اختیار گرفتن و به نام زدن سند شش دانگ ریموت تلویزیون و ویدئو، انتخاب و تماشای برنامه های دلپسند خود از تلویزیون بدون توجه به خانواده و همسرشان؛ انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان؛ دستور به خانمشان در مورد چگونه فکر کردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس کردن و چگونه رفتار کردن. ( خانواده سخت گیر در تربیت)

     

    3 - شوهران بی مسئولیت؟!

     


    این شوهران فراموش کرده اند که مراحل نوزادی، نوباوگی، کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشته و فرد بالغی شده اند و ازدواج کرده اند. خانواده تشکیل داده اند و صاحب فرزند شده اند. لذا در تصمیم گیری ، اجرا، و پاسخگویی نسبت به وظایف و مسئولیت های منزل خود را عقب کشیده اند و چون حبابی خود را رها کرده اند. هنوز در پی لذت طلبی انفرادی خود هستند.
     اینها برنامه ها و دل مشغولی های خود را بدون توجه به خانواده و همسرشان دنبال می کنند. بدون توجه به به مسئولیت هایی که باید بپذیرند و نیازهایی که خانواده به آنها دارد، به دنبال پارتی ها، تفریحات، مسافرتها، کوهنوردی، فوتبال، استراحت، خواب، تلویزیون و فیلم و سینما، موسیقی و دوستان و کارهای انفرادی مربوط به خود هستند. آنها همیشه چون میهمانی بر سر سفره آمده منزلشان اگر وقت کنند حضور می یابند و رنجهایشان را به خانواده می ریزند و لذتهایشان را بیرون از خانواده تقسیم می کنند. این افراد گاهی تصور می کنند با دادن پول زیاد به خانواده می توانند، آنها را رها کنند. با یک پلی استشن ، با یک رایانه و اینترنت و ...، سعی می کنند همسر و فرزندان خود را به خودشان وابگذارند. و نسبت به مسئولیت در قبال همسر و تربیت فرزندان شانه خالی می کنند. (خانواده سهل گیر در تربیت)

     

     

    4 - شوهران بی احساس و سخت کوش

     


    برای این شوهران زندگی یعنی کار، کار یعنی زندگی و اینها همه یعنی پول. این شوهران خلاء وجودی خود را فقط با پول و کار پر می کنند. به بهانه های مختلف مثل داشتن اقساط، تعویض منزل یا خودرو، فراهم آوردن رفاه ، تامین آینده زندگی، مسئولیت کاری ، و ...، اکثر اوقات خود را از صبح تا آخر شب و حتی تعطیلات، به دنبال کار و اضافه کاری و تجارت و مدیریت و ... هستند. گاهی بهانه های انسان دوستانه و خدمت به خلق را پیش می کشند و گاهی تعهدات کاری را دستاویز قرار می دهند. اینها از منزل ، همسر و فرزندان خود، ابتدا به صورت فیزیکی دور می شوند و کم کم از نظر احساسی و عاطفی و ذهنی فاصله می گیرند. این آقایان به همه مردم خدمت می رسانند و با آنها هستند به غیر از همسر و خانواده.
    مردان دیگری را نیز می توان در این طبقه قرار داد. آنهایی که شاید این همه مشغله نداشته یا از محیط خانواده دور نیستند، ولی از نظر عاطفی ، احساسی و ذهنی فاصله زیادی از جو خانواده پیدا کرده اند. آنها هم احساسی ، همدلی ، همدردی با همسر را نیاموخته اند. حرف زدن برای آنها سخت تر از بلند کردن خودرو توسط قویترین مردان است. برای پاسخ یک کلمه ای به یک سئوال ، خانمشان باید کلی به به آنها التماس کند، وقتی آنها یک جمله 3 کلمه ای به زبان می آورند، همسر آنها، به شدت ذوق زده شده و آن روز را همه سال جشن می گیرند و سالگرد زبان گشایی آقا را غنیمت می شمارند.
    اگر خانمشان با آنها صحت کند، در حال دیدن تلویزیون هستند، یا در حال تعمیر وسایل منزل می باشند، و حتی زحمت تغییر جهت نگاهشان را به طرف خانمشان ، نمی کشند. گوش شنیدن ندارند، و این کار هم برای آنها مثل شکافتن اتم و آزاد سازی انرژی هسته ای هست. ولی متاسفانه این انرژی آزاد کردن را حق خود نمی دانند تا این اتم را بشکافند و گوش شنوا برای حرفها و احساسات خانمشان داشته باشند.
    این مردان مهارت های گوش دادن، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای هم حسی یاد نگرفته اند یا تمرین ن کرده اند و یا انگیزه ای برای انجامش ندارند.
    برای این آقایان، سخن محبت آمیز و عاشقانه، نوازش محبوبانه و نگاه دلبرانه به خانمشان، افسانه ای خیالی و بی فایده است. همسر این آقایان با حسرت به زوجهایی که در پارکی نشسته اند و در گوش هم نجوا می کنند می نگرند.
    یک تلفن از محل کار به خانم، یک دسته گل، یک نامه عاشقانه ، یک نوازش ، و یک همدلی و هم حسی به گاه نگرانی و بیماری؛ از آرزوهای هرگز برآورده نشده ، خانم این دسته از آقایان است.

     

    5 - شوهران وابسته و غیر مستقل؟!

     


    این آقایان به علت اینکه از بچگی تحت چتر حمایتی شدید پدر و مادر خود قرار داشته اند و همیشه والدینشان برای آنها تصمیم گرفته اند، وابسته ، ترسو و دمدمی مزاج و بچه صفت تربیت شده اند. آنها همین طور که بزرگ شده اند به جای اینکه روز به روز مستقل تر شوند، روز به روز وابسته تر شده اند. هنگام ازدواج نیز نمی خواهند در این وضعیت تغییری ایجاد کنند. هنوز هم دستورات و تصمیم گیری های مهم زندگی زناشویی را از والدین خود اخذ می کنند. معمولا پدر و مادر این آقایان سخت گیر و مقرراتی هستند و شاید کمک مالی زیادی هم به زندگی اینها کرده باشند. مرزهای خانواده توسط این شوهران گسسته شده و مسائل محرمانه و خصوصی خانواده به راحتی به بیرون از خانواده منتقل می شود و افراد دیگر هم به خود اجازه می دهند در مسائل خانوادگی اینگونه شوهران دخالت کنند.

     

     

    6 - شوهران کمالگرا و خسیس

     

     


    این آقایان شخصیت وسواسی دارند. معیارهای نانوشته ای در ذهن خود ترسیم می کنند و آن را وحی منزل و تخلف ناپذیر تصور می کنند. به جزئیات زندگی زیاد کار دارند و گیر می دهند. برای هر چیز کوچکی در خانواده نظر می دهند. همیشه ترس از آینده دارند، اعتماد به نفس پائین ، و ایده آلی خواهی از مشخصات دیگر اینهاست. با خسیس بودن و پس انداز افراطی سعی در آرامش خاطر خود دارند. همواره امروز را فدای فردا می کنند. و فردای آنها که باعث نگرانیشان بود، هرگز نمی آید. حسرت تفریح ، مسافرت ، لباس نو، میهمانی را به سادگی و با بهانه های مختلف، بر دل زن و بچه خود می گذارند. توقع زیادی از همسرشان دارند ، انتظار بی عیب و نقص بودن خانم خود را داشته و نقاط مثبت همسرشان را نمی بینند

     

     

    پ.ن:با تشکر از صحرای عزیز که تنظیم مقاله را بر عهده داشتند.


     

    + نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 1:29 توسط دانشجو

     

                   ساديسم يعني آزردن و لذت بردن            


    اگر مي ‌خواهيد با مفهوم ساديسم بيشتر آشنا شويد، گفتگوي زير را با دکتر پرويز مظاهري، روانپزشک و دبير علمي انجمن روانپزشکي ايران بخوانيد.


    تقريبا همه مردم به نوعي واژه ساديسم را شنيده‌اند و تصورات متفاوتي از اين کلمه دارند.از نظر روان ‌پزشکان اين واژه چه مفهومي دارد؟


    ساديسم عبارت است از علاقه به آزار رساندن ديگران به صورت جسمي، رواني و جنسي، طوري که اين آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزاررسان شود.


    چرا نام ساديسم براي آن انتخاب شده است؟


    در اواخر قرن 18 در فرانسه نويسنده ‌اي به نام مارکي دوساد در نوشته‌ هاي خود ويژگي شخصيت اين ‌گونه افراد را بيان کرده بود. اصطلاح "ساديسم" را از نام "دوساد" گرفته ‌اند.


    ويژگي ‌هاي شخصيتي فرد ساديسمي را توضيح دهيد.


    اين افراد از تحقير و تمسخر و آزار روحي يا جسمي و جنسي افراد به خصوص در حضور ديگران لذت زيادي مي‌ برند و گاهي رفتارهاي پرخاشگرانه يا جنايتکارانه از خود بروز مي ‌دهند.


    ميزان شيوع اين اختلال چه قدر است؟


    در ابتدا بايد عرض کنم اين ويژگي شخصيتي تا چند سال قبل، يعني تا زمان طبقه‌ بندي موسوم به "اي‌.‌اس‌.‌ام سه" به عنوان اختلال شناخته مي شد، ولي از زمان انتشار طبقه ‌بندي "اي‌.‌اس‌.‌ام چهار" از آن به عنوان يک ويژگي شخصيتي نام برده مي ‌شود و با وجود نادر بودن آن متاسفانه در زندگي روزمره به افرادي برخورد مي‌ کنيم که معيارهايي از اين ويژگي را دارند.


    ساديسم عبارت است از علاقه به آزار رساندن ديگران به صورت جسمي، رواني
    و جنسي، طوري که اين آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزاررسان شود.
    مي‌ توانيد مثال‌هايي را در اين مورد بيان کنيد؟


    در روابط روزمره در اجتماع به خصوص اداره‌ ها، ميهماني‌ ها و حتي مجامع علمي به افرادي برخورد مي ‌کنيم که از تحقير، تمسخر و کنايه زدن ديگران لذت مي ‌برند ، مثلا شوهري که در حضور ميهمانان همسر خود را شماتت و تحقير مي ‌کند، يا پدري که فرزندش را در جمع سرزنش مي کند، يا رئيسي که از آزار روحي کارمندان زيردست خود لذت مي‌ برد و يا معلمي که عادت به ناچيز شمردن و تحقير شديد دانش‌آموزان خود دارد.


    آيا صرف تحقير ديگران ساديسم است؟


    خير، همان‌گونه که در تعريف ساديسم ذکر شد، اين عمل(آزار جسمي، رواني و جنسي ديگران) بايد موجب ارضاي روحي و لذت و آرامش خود فرد شود.
    اين افراد در روابط زناشويي، همسر خود را مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار داده و احساس لذت مي ‌کنند.


    چه عواملي موجب پيدايش اين ويژگي در شخصيت انساني مي‌ شود؟


    هنوز علت کاملا مشخصي براي ديگرآزاري مشخص نشده است و اطلاعات کمي در مورد زمينه‌هاي ژنتيکي يا خانوادگي افراد مبتلا وجود دارد.


    اين مشکل از چه سني شروع مي ‌شود؟


    در دوران نوجواني و اوايل بزرگسالي خود را نشان مي ‌دهد و هيچ ‌گونه ارتباطي با سوء مصرف داروها، بيماري‌ هاي جسمي يا ضربه مغزي قبلي ندارد.


    چه تفاوتي بين ساديسم و اختلال شخصيت ضد اجتماعي وجود دارد؟


    در اختلال شخصيت ضد اجتماعي، فرد آزاررسان، به دليل لذت بردن ديگران را آزار نمي ‌دهد، ولي فرد مبتلا به ساديسم از آزار دادن و صدمه زدن به ديگران، احساس لذت مي ‌کند.


    اين اختلال قابل درمان است يا خير؟


    روان‌ درماني تحليلي و رفتاردرماني تا حدودي موثر هستند. ملاک‌ هاي شخصيتي از قبيل مکانيسم ‌هاي کپي ‌برداري، باورها و ويژگي ‌هاي رفتاري مدت زمان طولاني براي تثبيت شدن نياز دارند و به کندي تغيير مي ‌کنند.
    رفتارهايي از قبيل بي‌ توجهي، گوشه‌ گيري و پايين بودن اعتماد به نفس در ايشان با چند ماه درمان، قابل تغيير هستند. شرکت در گروه‌ هاي خود ياري و همچنين خانواده درماني نيز مي‌ توانند موجب تغيير در رفتارهاي فرد شوند.
    کاهش استرس‌هاي محيطي مي ‌تواند موجب کاهش اضطراب يا افسردگي در مبتلايان شود.
    داروها اثر محدودي دارند و در عين حال که مي ‌توانند سوء مصرف شوند و يا در اقدام به خود کشي استفاده شوند، اضطراب و افسردگي ايجاد شده را درمان مي‌ کنند.


    اين اختلال چه عوارضي را به دنبال خواهد داشت؟


    همانند ساير اختلالات روان‌ پزشکي، به مرور موجب کاهش عمل کرد شغلي و اجتماعي فرد مي ‌شود ، نزديکان و يا همکاران وي، از او کناره ‌گيري مي‌ کنند و در مواردي که آزارهاي جنسي يا جسمي شديد باشد، مشکلات قانوني نيز پيدا خواهند کرد.

     

    + نوشته شده در شنبه 2 آبان1388ساعت 0:39 توسط دانشجو

     

    افراد خاصی که عقب ماندگی ذهنی(MR)دارند،مهارتهای درمانی و تشخیصی را در کلینیک های بهداشت روانی به مبارزه طلبیده و با آنها مقاومت می کنند.


    اتیولوژیMR غالبا پیچیده است و شامل عمل متقابل بین فاکتورهای بیولوژی، فرهنگی- اجتماعی و روانی می باشد. آن نشان داده است که عقب ماندگان ذهنی یک ریسک بزرگتری برای اختلالات تکاملی- روانی که منجر به پایین آمدن تواناییهای سازگاری با افراد دیگری می شود، دارند وشیوع بالاتری از آسیب CNS را دارند و علی الرغم این حقیقت که خیلی از عقب ماندگان ذهنی ممکن است در یک وضعیت ریسک بالاتری برای اختلالات رفتار تکاملی (developing behavioral ) یا سایکوپاتولوژیکال قرار داشته باشند.


    Malone & Campble یافتند که عقب ماندگان ذهنی بیشتر در جمعیت بیماران روانی تحت بررسی هستند. این افراد غفلت شده (Neglected) نیاز به یک دسترس مساوی به سرویس های بهداشت روان به خوبی سرویس های کلینیکی مشکلات روانی دارند.


    کمبود سرویس های روانشناسی برای MR مخصوصا به پرستاران باسابقه کار زیاد ربط دارد. تقسیم کننده های سرویسهایی که تعلیم مناسب بهداشت روانی را بدست می آورند برای درمان افراد MR می توانند در افزایش در دسترس بودن سرویس های بهداشت روانی سهم داشته باشند.

    در حال حاضر برای کم بودن تحقیق در مورد MR و اختلالات روانی، روان پرستاران می توانند دلایل و مدارکی را برای بهتر فهمیدن بیماران MR با اختلالات روانی تهیه نمایند.


    این مقاله دربارهMR و اختلالات رفتاری همراه با سایکوپاتولوژی صحبت خواهد کرد بعلاوه دو کلینیک تشخیصی چگونگی بیماری ها بحث خواهد شد واین دو کلینیک برای تقسیم کننده های روان پرستاری مفید می باشد برای کار با MR که به طور حتمی تشخیص داده نشده اند.

     MSE و تکنیک های بررسی نورولوژویکی معمولا در فیلد مراقبت سلامتی استفاده می شود. به هرحال مدلهای بررسی توصیف شده در این مقاله برای استفاده اشخاص MR تنظیم شده است، در آخر نیز چهار اختلالات تشخیصی موثر بر تشخیص ها ی پرستاری آدرس داده خواهند شد.


    مرور مقاله علمی

     

    Bregman درباره شیوع ، ریسک فاکتورها و علایم ویژه کلینیکی اختلالات روانی در میان جمعیت MR تحقیق کرد. میزان شیوع اختلالات سایکولوژیکال بین ۱/۳ و ۲/۳ در میان جمعیت انتخاب شده در جامعه در مقایسه با جمعیت یدون MR تخمین زده شد. سه ریسک فاکتور همراه با سایکوپاتولوژی و MR شامل آسیب نورولوژیکی در اثر Genetic abnormality ، ترومای شدید به سر و اختلالات تشنجی می شد. و همچنین وضعیت های کلینیکی از قبیل رفتار های کلیشه ای (Hand Flapping) و رفتارهای خودآزاری (Head banging) همراه با اختلالات زمینه ای روانی همراه بود.


    طبق گفته های Roberts شواهدی در دسترس است که بین سایکوپاتولوژی و بیماری ارگانیک مغز در اشخاصی که MR هستند رابطه ای وجود دارند. در میان یافته ها یک دلدل قاطع بر آسیب ساختمانی مغز، IQ پایین Epilepsy که می تواند منجر به اختلال سایکولوژیکی در میان MR گردد، وجود دارد.

     

    برای مثال ۴۳% - ۵۳% از عقب ماندگان ذهنی شدید مورد مطالعه،دلایلی بر اختلالات سایکولوژیکی وجود دارد که به وسیله آسیب ساختمانی مغز ،IQ پایین و تشنج به وجود آمده است.


    این با %۷در جمعیت انتخاب شده با همان اختلالات سایکولوژیکی و نورو آناتومیکی مقایسه شد.اختلالات حرکتی روانی- عصبی نیز در حدود %۵۰از افراد با آسیب تکاملی مغز تخمین زده شد بعلاوه این یافته ها نشاندادند که اگر شدت عقب ماندگی افزایش یابد، اختلالات حرکتی تکرار شونده در آنها شیوع بیشتری پیدا خواهد کرد.


    مولفان ادعا کردند که تا حدود %۷۵ از افراد با Severe-profound عقب ماندگی ذهنی در آنها اختلالات حرکتی تکرار شونده، وجود دارند درصدی از اختلالالت حرکتی خاص، کلیشه ای (۶۱%)،خودآزاری(۴۶%)وسواسی(۴۰%) هستند.

    این رفتارها که معمولا در این جمعیت ها دیده می شد حاکی از چند نوع اثر از سایکوپاتولوژی است. افراد MR به طور معمول با توجه ناکافی، وسواسی یا اختلالالت دو شخصیتی تشخیص داده می شوند.


    Campbell & malone درباره شیوع بیماری های همراه وابسته به اختلالات روانی، مشکلات رفتاری و عقب ماندگی ذهنی تحقیق کردند. مولفان یک مرور توصیفی جزئیاتی از مطالعات اپیدمیولوژی و بازدید کلینیکی از بچه های عقب ماندگی ذهنی و بزرگسالان با اختلالالت روانی را تهیه نمودند. در آخر آنها گوناگونی وسیعی از اختلالالت روانی را در جمعیت MR گزارش نمودند.


    برای مثال اسکیزوفرنی، اختلالات رفتاری و افسردگی به کرات در آنها تشخیص داده شد. شیوع بیماریهای همراه از۱۴.۳% تا ۶۷.۳% وابسته به شدت آسیب مغزی در افراد MR قرار گرفت همچنین بیماری های همراه سایکوپاتولوژی و وضعیت های رفتاری در عقب ماندگان ذهنی به وسیله Vitiello & behar گزارش شده اند.

    در این مطالعه شیوع بیماری های همراه ۸% - ۱۵% برای اختلالات شدید روانی و بیش از ۵۰% برای اختلالات خفیفتر تخمین زده شد. فوبیا، سایکوز و اختلالات رفتاری در افراد MR نسبت به جمعیت های دیگر شیوع بیشتری داشت.

     

    بررسی نورولوژیکی و روانی

     


    تعداد زیادی از فاکتور های تشخیص های افتراقی در بررسی بیماران MR وجود دارد که ارتباط بین رفتارهای ناسازگاری و سایکوپاتولوژی را نشان می دهد.این رفتارها به خصوص به عنوان یک نتیجه شرایط نورولوژیکی و روانی معلوم شده اند.

    پرستاران حرفه ای بایستی مهارتهای پیشرفته بررسی و ارزیابی را به کار بگیرند و وقتی که با گروه MR که تجربه های اختلالات رفتاری درونی را دارند، کار می کنند. برای به هدف رسیدن تشخیص درست و صحیح این مهارتها بایستی شامل MSE کامل و معاینه نورولوژیکی کامل به خصوص برای جمعیت MR باشد.


    معاینه نورولوژیکی و وضعیت روحی

     

    Hamar استفاده از معاینه قضاوت ، حافظه، جهت یابی، عاطفه، ادراک و تفکر را وقتی که وضعیت روحی یک شخص MR بررسی می کنیم، سفارش می کند.این وسیله بررسی رفتاری به خصوص برای تعیین روشهای non – verbal بیمارانMR طرح ریزی شده است، وقتی که مرتبطMSE است. این مقولات لیست شده درJomaac به راحتی می توان در تعیین دقت بررسی قرار دادن رفتار بیشتراز سنتی مفید باشد.


    استفاده از این ابزار بررسی رفتاری برای MSE یک فرد MR کاملا مناسب است زیرا این افراد از نظر Verbal محدودند و قوه درک آنها آسیب دیده است. به عنوان یک قسمت بررسی افراد MR، یک روان پرستار بایستی بطور رویتین مشکلات نورولوژیکی را غربالگری کند.Burns & Syder استفاده از مدل توانایی عملکردی را تشویق نمودند.


    این مدل به طور اساسی برای بررسی نورولوژیکی، سطح عملکردی فعلی یک فرد، کاهش در توانایی عملکردی و الگوی خارجی و داخلی سازش درنظرگرفته شده بود. به هر حال مولفان درباره اصلاح این مدل بحث می کنند که این شامل تکنیک های ارزیابی نورولوژیکی خاص به منظور تعیین کردن کمبودهای نورولوژیکی در جمعیت MR می باشد.


    این مدل توانایی عملکردی شامل ۶ طبقه می باشد: هوشیاری، حافظه، فکر، زبان یا صحبت، حرکت، حس و سازگاری همراه ناتوانی. اهمیت این مدل در این است که هر طبقه توانایی مرتب کردن بررسی ها، تغییر داده ها، تعیین تشخیصها را امکان می سازد. بعلاوه این مدل به نگهداری، اصلاح و پیشرفت پایه گذاری شده در مداخلات پرستاری کمک می کنند.


    چهار موضوع ارزیابی تشخیص

     

    گذشته از معاینات نورولوژیکی و وضعیت روحی(MSE)، یک روان پرستار دانشی را داشته باشد که این دانش می تواند در تشخیص های پیش بینی شده،موثر واقع شود که خود بر شناخت MR موثر است و این می تواند در تشخیص ها ی روان پرستاری موثر باشد.این خود شامل پیچیدگی ذهنی، پوشیدگی روانی- اجتماعی، تجزیه ادراک و اغراق خط پایه (Baseline Exaggeration) می باشد.


    پیچیدگی ذهن شامل سختی در استنباط مشکلات احساسی است که منجر به کمبود هایی در تفکر انتزعی، در کی و مهارتهای زبان دارای معنی زیاد می گردد که معمولا در مشاهده و زیر نظر گرفتن MR بکار می رود.

    پوشیدگی روانی اجتماعی به عنوان تجربه های محدود شده اجتماعی تعریف می گردد که می تواند بر ظرفیت نشانه های بیماری های روانی تاثیر بگذارد. برای مثال سیستم های عقیده یک فرد MR که منجر می شود آنها عقیده داشته باشند که بطور تکاملی ناتوان نیستندو می توانند تغییر کنند که این خود به عنوان هزیان بزرگ منش شناخته شده است.


    نتایج تجزیه ادراک در بیمارانMR، ناتوانی در مقاومت با استرس هاست. به طور معمول بیماران MR شرایط تحت استرس را نیز نمی توانند تحمل کنند بنابراین رفتار آنها به عنوان افسردگی یا سایکوز تشخیص داده میشود. اغراق خط پایه عبارتست از افزایشی در شدت بد سازگاری مزمن رفتار پس از شروع بیماری روانی بنابراین آن امری اجباری است که رفتار احساسی خط پایه برای یک تشخیص MR پایه گذاری می گردد قبل از آنکه تشخیص های روان شناسی تنظیم گردد.


    نتیجه

     

    یافته های تحقیقی یکسری نتایج ترکیبی از سایکوپاتولوژیکال و شرایط رفتاری را در جهت MR گزارش نمودند. روش شناسی تحقیقی برای تعیین مشکلات رفتاری و سلامت روان درMR بسیار محدودیت هایی را داشت. شیوع این اختلالات در جامعه MR نامشخص بود و بسیاری از تحقیقات وابسته به بیماری های روانی و MR دیده می شود.


    برای مثال یک شخص با عقب ماندگی شدید ممکن است یک گوناگونی از رفتارهای ناسازگاری از قبیل خود فلجی (Self Mutliation ) و دیگر رفتارهای کلیشه ای را نشان می دهد. در عوض این رفتارها می تواند با اختلال حرکتی نورولوژیکی که شایع تر است مشکلات روحی، همراه باشد. درمانهای روانی و اداره کسانی که MR هستند در طول یک سال آنها را خوب کرده است. این بطور اولیه با مداخلات دارویی همراه با سرویسهای روانی- اجتماعی بهتر شده است.
    محققان از قبیل پرستاران دارای حرفه ی طولانی در بهداشت روانی نیاز به مقاله های تشخیص شفاف دارند که شامل رفتارهای درمانی و اختلالات روانی است که در یک فرد MR اتفاق می افتد. بعلاوه چون مشکلات رفتاری و درمانی و روانی در جامعه MR شایع نیستند،روان پرستاران نیاز به به معاینه مقدماتی دارند که این منجر به ارزیابی روان شناسی و تشخیصهای ظاهری از سایکوپاتولوژی میشوند و اینها برای بهبودی علایم در کارکردن با این فیلدهای اختصاصی لازم است.

     


     

    پ.ن:لینک این نوشته را ندارم ولی مقاله ی خوب و تخصصی است...

     

    امیدوارم به آرزوم برسم ... دعام کنییییییییییییییید

     

     

    + نوشته شده در جمعه 1 آبان1388ساعت 0:25 توسط دانشجو

     

    مهارت جذب افراد در دنیای امروز یکی از توانایی های مهم است. به طور حتم همه ما به حمایت و همراهی دیگران نیاز داریم تا به اهداف خود دست یابیم.
    توصیه های مفیدی برای تأثیر گذاشتن بر افراد بیان میشود.


    1- مهربان و صمیمی باشید:


    برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید. تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد ارزش بالایی دارد. به آنها ثابت کنید که هر جا احتیاج به کمک دارند ، حضور دارید ، بدین ترتیب به طور حتم افراد مورد نظر پذیرای شما خواهند شد.


    2- برای آن ها دلایل قانع کننده فراهم کنید:


    به آن ها توضیح دهید که چگونه عقاید و پیشنهاد های شما می تواند بترین روش برای اجرا کردن باشد.
    نمونه های عینی و انکار ناپدیر را به آن ها نشان دهید و کار خود را با دیگر رقابت کننده ها مقایسه نمایید.
    حتما توضیح دهید که همه گفته های شما درست و واقعی است تا اعتبار خوبی داشته باشید.


    3- احتیاجات و خواسته های آن ها را بدانید:


    افراد ، خود مرکز هستند و اول از همه به سعادت و موفقیت خود می اندیشند، اگر ثابت کنید که پیشنهاد شما سود بیشتری برای آن ها دارد ، به طور حتم پذیرای شما هستند.
    اگر علایق و انتظاراتشان را بدانید اشتیاق آن ها بیشتر میشود تا به طرف شما بیایند . علاوه بر آن اعتماد و احترام دو جانبه بر قرار می شود.


    4- وارد دنیای آن ها شوید:


    با در نظر گرفتن دیدگا ها و نظرات شخصی آن ها شرایط را درک نمایید. علایق شخصی خود را کنا ر بگذارید و تمام فکر خود را متمرکز آن ها کنید. تصور کنید اگر به جای آن ها بودید چه کاری انجام می دادید؟ و یا این که عقیده شما چه بود؟ سپس کار درست را که به سود آن هاست انجام دهید. رفتار مورد نظر را کپی نمایید ؛ به طرز صحبت کردن و حتی فکر کردن او دقت کنید، اگر در هنگام تفکر با دستانش پیشانی خود را میمالد شما هم این کار را انجام دهید، اگر آرام صحبت می کند ، مانند خودش رفتار نمایید.


    در حقیقت شما مانند یک آینه عمل میکنید ؛ با این کار افراد به طور ناخودآگاه با شما احساس راحتی بیشتری می کنند چرا که خودشان را در شما میبینند ، به عبارت دیگر رفتار خود را در شما مشاهده میکنند. البته با دقت کامل رفتار کنید. طوری که متوجه نشوند از آن ها کپی میکنید شاید این کار به نظر فرد مورد نظر مسخره کردن باشد و دیدگاهش نسبت به شما منفی شود.


    همیشه به خاطر داشته باشید که مهمترین عامل برای جذب کردن دیگران این نیست که چقدر به آن ها نزدیک هستید و یا این که کارهای چشمگیری انجام می دهید ، اگر رفتار شما برای آن ها رضایت بخش نباشد مسلما موفق نبودید.

     

    + نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 1:35 توسط دانشجو

     

    متاسفانه یکی از واقعیتهای اجتماعی ما این است که اغلب افرادی که از ناراحتیهای روانی رنج می برند، با آنکه می توانند به راحتی درمان شوند، مراجعه به روان پزشک را نقطه ضعف تلقی می کنند . بسیاری از آنها اختلال روانی را مایه شرم و ننگ می دانند این اشخاص به اعضای خانواده یا دوستانی که بتوانند آنها را به حرکت در جهت درست تشویق کنند احتیاج دارند .


    از آنجایی که افسردگی ومانیا اغلب با نشانه های تردید یا قضاوت ضعیف همراه است کار برنامه ریزی، دشوار می شود.

    در این شرایط یکی از دوستان یا اعضای خانواده ممکن است بتواند در این رهگذر بسیار موثر واقع شود.حصول اطمینان از اینکه شخص داروهای تجویز شده را مصرف می کند یا طبق قرار قبلی به پزشک یا درمانگر رجوع می نماید می تواند به سرعت بهبودی کمک نماید.

    اما اگر این راهنمایی به گونه ای باشد که احساس کند به خواسته ها و ارزشهای او بهای لازم داده نمی شود، مشکلاتی به وجود می آید.در صورت امکان می توان با یکی از افراد خانواده یا یکی از نزدیکان شخص در این زمینه مشورت نمود.


    دوستان و نزدیکان فرد باید معیاری برای سالم بودن شخص معالجه شده داشته باشند،یکی از راههای مهم برای رسیدن به این موضوع،سوال از او و شنیدن نظر اوست.

    اما اشکال این طرز برخورد این است که فرد بهبود یافته از اینکه می بیند رفتارش مورد قبول دیگران قرارنگرفته ، ناراحت می شود.


    بيائيم با پذيرش اينگونه افراد وبرخوردي منطقي و دوستانه به بهبود دوستانمان كمك كنيم.

     

     

    + نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 1:31 توسط دانشجو

     

    سلامتي چيست؟


    سلامتي، رفاه و آسايش جسمي، رواني و اجتماعي است و نداشتن بيماري به تنهايي به معناي سلامتي نيست.


    سلامت روان يعني چه؟


    تامين و حفظ سلامت رواني، فردي و اجتماعي به طوري كه فرد بتواند فعاليت‌هاي روزمره خود را به خوبي انجام دهد، با افراد خانواده و محيط خود ارتباط مناسب برقرار نمايد، و رفتار نامناسب از نظر فرهنگ و جامعه خود نداشته باشد.


    ارتقاء سلامت زنان چيست؟


    فرايند توانمندسازي زنان به گونه‌اي كه زنان بتوانند نه تنها در سلامت خود نقش داشته باشند بلكه باعث افزايش و بهبود آن نيز شوند.


    به عبارت ديگر:

     


    ارتقاء سلامت روان زنان = توانمند سازي زنان

     


    توانمند سازي زنان فرايندي است كه طي آن زنان براي غلبه بر موانع پيشرفتشان ،فعاليت هايي را انجام مي‌دهند كه باعث تسلط آنها بر تعيين سرنوشتشان مي‌شود.


    تامين و ارتقاء سلامت زنان نياز به توجه جدي به سلامت و حقوق زنان دارد.
    تامين اين سلامتي ابعاد متفاوتي دارد كه بخشي به عهده جامعه،والدين و فرزندان و بخشي به عهده مردان مي‌باشد و در اين ميان نقش مردان در ارتقاء سلامت روان زنان از اهميت خاص و چشمگيري برخوردار مي‌باشد.


    شما مردان اگر تمايل به ارتقاء سلامت روان همسرتان و ايجاد رابطه‌اي صميمانه با او داريد به نكات زير توجه خاص داشته باشيد:

     


    زنان را درك كنيد


    شما بايد نيازهايشان، عواطفشان، شادي، ناراحتي، سرزندگي، كسالت و خوب و بدشان را درك كنيد. به ويژه اگر مورد بي مهري قرار گرفته‌اند، بايد موقعيت آنان را درك و با آنان همدلي نماييد.


    زن‌ها گفتگو را دوست دارند


    زن با صحبت كردن تخليه مي‌شود. اگرچه به نظر شما او در صحبت كردن افراط مي‌كند، هرگز او را از گفتن باز نداريد.


    گوش دهيد


    اولين نشانه درك شما از ازن اين است كه به صحبت‌هايش به دقت و با توجه گوش دهيد. هنگام صحبت او با دست‌هايتان ور نرويد، روزنامه نخوانيد، سرتان را بالا بياوريد، صميمانه نگاهش كنيد و …


    از بيان راه‌حل‌هاي كوتاه و قطع گفتار او خودداري نماييد


    با سرعت چاره‌جويي و تدبير نكنيد. زن نمي‌گويد كه شما چاره‌جويي كنيد بلكه مي‌گويد تا مسئله را بيان كرده باشد، براي مثال :
    مي‌گويد سرم درد مي‌كند. نگوييد: برو دكتر. بگذاريد به صحبت‌ها ادامه دهد.


    از او بخواهيد تا بيان كند


    نه تنها از گوش كردن اجتناب نكنيد، حتي از او پرسش هم بكنيد تا بيشتر توضيح دهد و حرف بزند.


    زن به توجه نياز دارد


    به او توجه كنيد، به نيازهايش، به لباس‌هايش، به صورتش، به فعاليت روزانه‌اش. براي مثال وقتي او كفش تازه خريده و به شما مي‌گويد چطوره؟ فقط با يك كلمه (خوبه) نظر خود را ندهيد. اين نادرست است. شما بايد به وجد بياييد. به دقت نگاه كنيد و بگوييد: براي پاي تو زيباست.


    زن دوست دارد مرد مقتدر باشد


    ضعيف نباشيد. همان قدر كه مردان از قدرتمند بودن لذت مي‌برند، زنان هم از تماشاي قدرت مرد لذت مي‌برند.


    زن دوست دارد كه به او احترام بگذاريد


    احترام به زن براي او خيلي لذت‌بخش است. مثلاً زماني ‌كه هر دو، پاي در ايستاده‌ايد بگوييد اول خانم‌ها و او جلو برود. هرگز زن را جلوي بچه‌ها، فاميل و غريبه‌ها خرد نكنيد.


    زن از اينكه مورد علاقه است لذت مي‌برد


    اساساً زن بيش از مرد، به صميميت نياز و توجه دارد، با او صميمي شويد و احساس دوست داشتن خود را در گفته‌ها و رفتار به او نشان دهيد. مثلاً با كلام و صوت زيبا او را صدا كنيد. در خانه و در حضور او لباس تميز بپوشيد.


    زن به اعتبار نياز دارد


    احترام و توجه شما به او اعتبار مي‌دهد. به ويژه در حضور ديگران و تا حد زيادي اين شما مردانيد كه به او اعتبار مي‌دهيد.


    به زن قوت قلب بدهيد


    به او بگوييد كه دوستش داريد، بگوييد كه هميشه حمايتش مي‌كنيد، بگوييد كه تنهايش نمي‌گذاريد، بگوييد كه حجم عمده‌اي از مشكلات زندگي او را به دوش مي‌كشد، بگوييد كه او كانون محبت است و خانه بدون او روح ندارد.


    هرگز همسر خود را با ديگران مقايسه نكنيد


    در حضور همسرتان از زنان ديگر چه به صورت تمجيد، يا انتقاد و ايراد صحبت نكنيد. اين مسئله حساسيت آنها را برمي‌انگيزد.
    مثال: آن خانم متين و با وقار بود يعني تو به اندازه او متين نيستي و از نظر من بر تو ارجحيت دارد، با اين سخنان اگر چه منظوري نداشتيد، اما به زندگي صميمي شما آسيب مي‌رساند.


    همسر خود را با القاب زيبا و پسنديده مورد خطاب قرار دهيد


    چنان كه رسول خدا (ص) همسرش را حميرا (گل سرخ) خطاب مي‌كرد.


    محبت


    به شكل مستمر محبت خود را به او ابراز كنيد و گاهي از طريق هديه دادن به مناسبت‌هاي مختلف (سالگرد ازدواج، تولد و …) به همسرتان، آن را عملاً تاييد كنيد.


    از خود گذشتگي


    در زندگي گذشت و از خودگذشتگي را پيشه كنيد.


    صفات نيك


    سعي كنيد فهرستي از قابليت‌ها و صفات نيك همسرتان را در نظر بگيريد و از آنها تمجيد و تعريف كنيد.

     


    به امید اینکه همواره در زندگی خوشبخت وشاد باشید

    و قدر همسران مثل تونو بدونید

     

     


     

    + نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 0:9 توسط دانشجو

     

    افسردگى نزد بانوان چیزى حدود ۲ برابر بیشتر از آقایان دیده می‌شود.در طول زندگى حداقل ٢٠ درصد بانوان حداقل یک بار تجربه افسردگى کوتاه مدت را داشته‌اند.

    اگرچه به نظر می‌رسد که افسردگى ارتباط تنگاتنگى با سن یائسگى دارد ولى در حقیقت این سنین بارورى و سنین قبل از یائسگى هستند که بیشترین میزان آمار افسردگى در بانوان را تشکیل می‌دهند.

    از طرفى آنالیزهاى آمارى افسردگى در بانوان نشان می‌دهد که استرسهاى متفاوت، زایمان، تفاوتهاى هورمونى، نقشهاى اجتماعى و رفتارهاى مورد انتظار از زنان بیش از مردان،روان آنها را به سمت بیمارى افسردگى سوق می‌دهد.

    افسردگى پس از زایمان همچنین بیمارى شایعى در میان بانوان بوده و جستجوها و مطالعات در پى علت دقیق آن می‌باشند.


     

    + نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 23:59 توسط دانشجو

     

    در سالهاى اخیر حدود ۲ درصد افراد بالاى ٦٥ سال،به غیر از افرادى که در آسایشگاه نگهدارى می‌شوند، از افسردگى رنج می‌برند.تحقیقات ثابت کرده است که درمان و تشخیص این افراد از اهمیت زیادى برخوردار است.

    خودکشى در میان افراد مسن‌تر بیشتر از بقیه سنین شایع بوده و از این نظر قابل توجه می‌باشد. مطالعات نشان می‌دهد که سطح اقتصادى ـ اجتماعى پایین،از دست دادن همسر،بیمارى جسمى همزمان،کناره‌گیرى اجتماعى وبازنشستگى با افسردگى سالمندان رابطه دارد.

    علائم عمده افسردگى در سالمندان شامل کاهش نیرو و تمرکز، اختلال خواب، کاهش اشتها و وزن، شکایات جسمى،احساس بی‌ارزشى،بدبینى،اختلال حافظه و خودکشى می‌باشد.


     

    + نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 23:39 توسط دانشجو

     

    دانشجویان از هوشمندترین و مستعدترین اقشار هر جامعه بوده و آینده سازان هر کشور هستند.

    از این رو توجه به سلامت روانى آنان از اهمیت ویژه‌اى برخوردار است،زیرا دانشجو هنگامى می‌تواند آفرینشگر،فعال و سازنده باشد که شاداب، امیدوار و متعهد باشد.

    افسردگى یکى از شایعترین اختلالات روانى است که با علائم کاهش انرژى و علاقه،احساس گناه،اشکال در تمرکز،بى اشتهایى و افکار مرگ و خودکشى در شخص همراه است.

    از علائم شاخص افسردگى کاهش انرژى،بى حوصلگى و عدم تمرکز مى باشد که در افرادى که داراى فعالیتهاى فکرى هستند بخصوص دانشجویان منجر به بروز اختلال در امور تحصیلى و شغلى، اشکال در تکمیل تکالیف، و کاهش انگیزه براى انجام طرحهاى تازه میگردد.

    میزان افسردگى دانشجویان می‌تواند به عنوان شاخص اساسى سلامت روانى آنان به شمار آید، بنابراین دانشجوى مبتلا به اختلال افسردگى ممکن است علاقه به امور درسى و آموزشى را از دست بدهد و احساس پوچى و بى ارزشى و بى اهمیتى به وى دست دهد. لذا در چنین شرایطى نمى توان تلاش ذهنى هدفمند و جهت‌دار و در عین حال خلاق را از آنها انتظار داشت. همچنین به معیارهاى این گروه سنى یعنى توانمندى، سلامتى، هوش، جذابیت و ... بى علاقه شده و احساس ناتوانى مى کنند.

    از طرف دیگر در توانایى تحلیل که لازمه فعالیتهاى آموزشى است دچار ضعف عمده مى گردند، که منجر به نارضایتى از خود در جوان دانشجو گشته و باعث شدت بیمارى مى گردد.

    مطالعات زیادى در مورد شیوع افسردگى در دانشجویان صورت گرفته است. در اینجا به نتایج بعضى از مطالعات انجام شده در ایران اشاره می‌شود که بر اساس یافته هاى یکى از این مطالعات، حدود ٣/٢١ دانشجویان مورد مطالعه مبتلا به افسردگى خفیف تا متوسط بوده اند.

    این میزان در بین دانشجویان دختر ٢/٢٢ درصد و دانشجویان پسر ٤/١٧ درصد گزارش شده است (کوشان و واحدیان، ١٣٧٣). این مطالعه هم چنین نشان داده است که در بین دانشجویان مجرد (١/٢٢ درصد) افسردگى بیشترى نسبت به دانشجویان متاهل (٢/١٩ درصد) وجود داشته است.

    همچنین احمدى (١٣٧١)، در مطالعه خود بر روى دانشجویان علوم پزشکى اهواز نتیجه گرفت که ٥٢ درصد دانشجویان زن و ٣٨ درصد دانشجویان مرد دچار افسردگى خفیف تا شدید هستند. در این مطالعه میانگین افسردگى دانشجویان مجرد ٤٢/١٠ درصد و دانشجویان متاهل ٩٧/٧ درصد گزارش شده است. یافته‌هاى این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که ١١ درصد دانشجویان مرد و ٢٠ درصد دانشجویان زن نسبت به آینده ناامید بودند. علاوه بر آن ٨ درصد دانشجویان ‌مرد و ٧ درصد دانشجویان زن داراى افکار خودکشى بودند.

    شایعترین مشکلاتى که در این مطالعه توسط خود دانشجویان نیز مطرح شده است شامل:

    حجم زیاد دروس پزشکى، فعالیتهاى زیاد در بخشهاى بالینى، وجود دروس غیر ضرورى، طولانى بودن دوره تحصیل پزشکى، کافى نبودن امکانات رفاهى، کم بودن مدت زمان استراحت، کشیکهاى زیاد و انتظارات بیش از حد برخى از کادر پزشکى از دانشجویان می‌باشد.

    نتایج مطالعه کوشان و واحدیان نشان داده است که در دانشجویانى که از رشته تحصیلى خود رضایت نداشته و بى علاقه بودند (٥/٤٥ درصد)، و کسانیکه حداقل از یک واحد درسى نمره قبولى نیاورده اند، افرادى که بحرانهاى عمده اى در زندگى داشتند، دانشجویانى که مایلند اوقات فراغت خود را به تنهائى بگذرانند، و مشکل خانوادگى، جسمانى و یا روانى دارند و یا سابقه بیمارى اعصاب در خانواده آنها وجود دارد، میزان افسردگى بیشترى نسبت به سایر دانشجویان وجود دارد. اما دانشجویانى که علاقمند به فعالیتهاى ورزشى و گروهى بودند میزان افسردگى در آنها کمتر گزارش شده است.

    مطالعات دیگر نیز به نتایج مشابهى اشاره نمودند از جمله: یزدى و همکاران (١٣٧٤) در مطالعه خود بر روى دانشجویان تازه وارد دانشگاه تهران، میزان افسردگى را ٣٠ درصد گزارش نمودند. در مطالعه مشابه ناصری (١٣٧٤)، بر روى دانشجویان دانشگاه آزاد واحد رودهن، این میزان ٥٨ درصد ذکر گردید. در سال ١٣٧٤ باز هم ترکان در مطالعه خود بر روى دانشجویان رشته پزشکى دانشگاه زاهدان، افـــسردگـــی بیشترى را در دانشجویان زن (٦٥ درصد) نسبت به دانـــشــــجـــویان مرد (٤١ درصد) گزارش نموده است.

    شایعترین علائمى که خود دانشجویان در مطالعات مختلف گزارش نمودند شامل موارد زیر مى شود: بى حوصلگى، کاهش قدرت تمرکز و یادآورى، احساس از دست دادن علاقه، احساس غمگینى، کاهش توانائیهاى جسمانى، نا امیدى نسبت به آینده، سخت بیدار شدن در صبح، احساس خستگى دائم، خسته کننده بودن کارهاى روزمره.

    در نتیجه با توجه به اثرات ناخوشایند و مخرب بیمار افسردگى در روند زندگى و عملکرد قشر جوان و دانشجو توصیه مى شود که با مشاهده علائم اولیه که در این سایت ارائه شده است براى فعالیتهاى درمانى و جلوگیرى از شدت علائم اقدام نمایند.


     

    + نوشته شده در سه شنبه 21 مهر1388ساعت 19:45 توسط دانشجو

     

    مطالعات و بررسیهاى انجام شده نشان داده است که افسردگى در کودکان و نوجوانان نیز وجود دارد که با افسردگى در بزرگسالان شباهت دارد.

    تفاوت عمده افسردگى در کودکان و نوجوانان با بزرگسالان در دو مورد است: به جاى خلق افسرده ممکن است در کودکان و نوجوانان خلق تحریک‌پذیر باشد، و نرسیدن به وزن مورد انتظار(کاهش و یا افزایش وزن) در آنها دیده شود.

    کاهش اعتماد به نفس، بی‌تفاوتى،سطح پایین انرژى،گوشه‌گیرى اجتماعى،آشفتگیهاى خوردن وخوابیدن، دیدگاه بدبینانه آشکار در مورد آینده و اعتقاد و اقدام به خودکشى از دیگر علائم و نشانه‌هاى افسردگى در این گروه سنى می‌باشد.

    در نوجوانان رفتارهاى ضداجتماعى و منفی‌کارانه، مصرف الکل و دارو و مواد مخدر ممکن است مشاهده گردد.

    افسردگى در کودکان و نوجوانان بیشتر از بقیه سنین با خودکشى همراه می‌باشد.

    فقط در سال ١٩٩٦ خودکشى به‌عنوان سومین عامل مرگ و میر در افراد ٢٤-١٥ ساله و چهارمین علت مرگ و میر در افراد ١٤-١٠ سال بوده است.

    علاوه بر عوامل ژنتیک و فیزیولوژیک چندین عامل استرس‌زاى اجتماعى می‌تواند بر خلق کودک تاثیر بگذارد، ازقبیل ناهماهنگ بودن و آشفتگى در خانواده، طلاق، مورد آزارو بی‌توجهى واقع شدن،شکست تحصیلى،وضعیت اجتماعی واقتصادى ضعیف و داغدیدگى.

     

    اختلال افسردگى در کودکانى که قبل از سن مدرسه هستند بسیار نادر می‌باشد. اما در ۲ درصد بچه‌هاى دبستانى اختلال افسردگى شدید (عمده) شیوع دارد و این میزان براى نوجوانان حدود ۵ درصد در جامعه می‌باشد.

     

    مطالعات معدودى وجود دارد که دلالت بر مفید بودن داروهاى ضدافسردگى در کودکان و نوجوانان داشته باشد. مصرف داروهاى ضدافسردگى در این گروه سنى بر پایه استانداردهاى درمانى بالینى استوار است.

     

    یک تحقیق به‌طرز روشنى گفته است که فلوکستین(Fluxetin) داروى بسیار مؤثرى در درمان افسردگى در کودکان و نوجوانان مى باشد.

     

    به‌ نظر می‌رسد که درمان دارویى همراه با روشهاى مخصوص روان درمانى در کودکان و نوجوانان ارزش بسیارى داشته و پیشگیرى مؤثرترى در خودکشى آنان در سنین بعدى مى باشد، بخصوص روان‌درمانى خانواده براى آموزش به خانواده در مورد اختلالات افسردگى مهم و ضرورى است.

    + نوشته شده در سه شنبه 21 مهر1388ساعت 11:13 توسط دانشجو


    تعــــريف افســردگـــی كـــودكان :

    افسردگي در كودك و بزرگسال معناي مشابهي ندارد و نشانه هاي هر كدام متفاوت است. به طور كلي، افسردگي عبارت است از احساس درماندگي و به بن بست رسيدن؛ گاهي اين اختلال علائم جسماني دارد و گاهي علائم رواني؛ در بسياري از موارد نيز علائم جسماني و رواني همزمان ديده مي شود.

    پژوهش ها نشان داده است كه افسردگي مي تواند از آغاز زندگي يعني دوران نوزادي هم پديد آيد. براي مثال،زماني كه نوزاد به مرحله اي از رشد مي رسد كه مادر خود را مي شناسد ( شش تا هشت ماهگي ) جدا شدن از مادر موجب بروز حالات افسردگي در طفل مي شود.

     

    نشـــانه هـــا :


    كودك افسرده فاقد انرژي لازم است و احساس خستگي مي كند.از لحاظ ظاهر نيز رنگي پريده دارد.

    تمركز حواس او پايين مي آيد؛ چنانچه قادر به توجه كردن و تمركز داشتن نيست و خود را فردي بي ارزش و بي كفايت احساس مي كند.افكار مربوط به مرگ هم در او بروز مي كند.

    فكر خودكشي ( البته بدون طرح و نقشه معين ) نيز در بعضي كودكان افسرده ديده مي شود.

    كودكان افسرده به لحاظ پايين بودن سطح توجه تمركز، اغلب قادر به درس خواندن نيستند. يادگيري آنها كُند مي شود و علاقه اي به درس و مدرسه نشان نمي دهند.

    افت تحصيلي براي آنها پيش مي آيد و حتي برخي از آنان ، پس از چند روز تعطيلي و به مدرسه رفتن ، ابراز بي علاقگي مي كنند.

    به تدريج اين فقدان تمايل،به ترس از مدرسه تبديل مي شود.در اين شرايط والدين معمولاً علت را در مدرسه جست و جو مي كنند؛ در حالي كه اغلب،علت اين نوع ترس افسردگي كودك است و از آن جا كه كودكان افسرده بسيار به مادر وابسته مي شوند نگران از دست دادن مادر يا بيمار شدن او هستند و به اين ترتيب از مدرسه دوري مي كنند. سردرد، دل درد ، سرگيجه و حالت تهوع از ديگر نشانه هاي جسماني افسردگي است.

    از علائم رفتاري نيز مي توان به اين موارد اشاره كرد:كودكان افسرده معمولاً دروغ مي گويند ،گاهي دزدي مي كنند و بعضاً تمايل به كار خلاف دارند.

    علتـــــــها :::

    افسردگي يك بيماري است كه علت هاي آن مي تواند ژنتيكي ، روانشناختي ، زيستي يا محيطي باشد؛هر يك از عوامل ذكر شده مي تواند،هم براي كودكان و هم براي بزرگسالان به بروز افسردگي بينجامد.

    در صورتي كه علت ، ژنتيكي باشد بايستي به اختلاف سطح هورمون ها و مواد بيوشيميايي بدن توجه كرد و در عوامل روانشناختي به رابطه ي والدين و كودك و همين طور به حالات روحي و رواني پدر و مادر.

    افسردگي به معناي فقدان يا از دست دادن است. كودكان افسرده فرد ، محيط يا چيزي دوست داشتني را از دست داده اند و يا آن را هرگز به دست نياورده اند. حتي بعضي از روانكاوان افسردگي را معادل عزاداري دانسته اند و عنوان كرده اند كه كودك افسرده براي از دست دادن شخص يا چيزي عزيز و دوست داشتني ، گويي عزاداري مي كند. شايد در پاره اي موارد به نظر برسد كه كودك چيزي را از دست ن داده ، اما مسلماً در بين چيزهايي كه دارد. فقدان چيزي را احساس مي كند؛ براي مثال ، كودك مادر دارد ولي مادر دلخواهش نيست ؛ يا پدر دارد ، اما پدر دلخواه را ندارد. اين گونه مضامين هم به عنوان فقدان سمبليك مطرح هستند و موجب افسردگي مي شوند . گاهي رفتار والدين از نوع آزاردهنده ، تحقير كننده و مقايسه كننده است كه حالات افسردگي را در كودك به وجود مي آورد. در پاره اي از موارد هم ، مادر خود افسرده است و كودك در اثر مجاورت با او ناخواسته تمامي حالات وي را دريافت مي كند. به طور كلي چنانچه محيط زندگي كودك ، مطلوب نباشد ( از نظر محبت ، توجه و .... )و نيازهايش ارضا نشود؛ خطر افسردگي براي او وجود دارد.

     

    پيشگيـــــــري و درمــــــان خانواده و فضاي رواني آن در پيشگيري از افسردگي و درمان اين اختلال تأثير بسيار دارد. البته در صورتي كه افسردگي ، حاصل عوامل دروني باشد ، درمان آن قدري متفاوت است و بايستي كودك نزد روانپزشك متخصص برده شود و سپس روان درماني صورت گيرد. اما براي درمان افسردگي هاي محيطي ( كه بيشترين نوع افسردگي كودكان را شامل مي شود ) ساختن فضايي دوستانه و صميمانه ، فضايي كه كودك در آن احساس كند همه دوستش دارند و نيازهايش را به موقع و به جا برآورده مي كنند ، از مهمترين عوامل است.


    پدر و مادر افرادي هستند كه كودك به آنها علاقه بسيار دارد و وجودشان به ويژه در دوران كودكي لازم است. به علاوه ، ارتباطات منفي و عاري از عشق و پذيرش ، مي توانند افسرده ساز باشند ؛ بنابراين وجود محيطي سرشار از عشق و محبت و روابطي سالم و صميمي براي كودكان ضروري است و نبايستي آنان را از اين نعمت محروم كنيم. همچنين بايد بكوشيم روابط بچه ها با دوستان و بستگان به طريقي مثبت و مؤثر پيوسته برقرار باشد. آرزوها ، خواسته ها و تمايلات منطقي و طبيعي پاسخ داده شوند و سعي كنيم جلوي فقدان آنچه را كه ضروري و لازم است بگيريم.

     
    از ديگر عواملي كه به بروز افسردگي كمك مي كنند و براي پيشگيري ، بايد به آنها توجه كرد عبارت اند از:


    - جدا شدن از خانواده و منابع حمايت كننده عاطفــي

    - تعويض مدرسه و از دست دادن دوستــان - مهاجـــــرت

    - عوض كــــــردن منــــزل - تبعيض بين فرزندان و مقايسه كردن آنها با يكديگر

    - به رخ كشيدن نكات منفي كودك و ابراز نكردن صفات مثبت او

    - از دست دادن عزيزان ، ( از آن جا كه مرگ در اختيار بشر نيست. منظور از توجه در اين زمينه آن است كه خود و فرزندانمان در اين شرايط برخورد مناسبي داشته باشيم)

    - شكايت والدين از ناراحتيهاي جسماني كه كودكان را نگران از دست دادن آنها مي كند

    - مطرح كردن مسائل و مشكلات اقتصادي در حضور فرزندان

    - عنوان كردن حوادث و اتفاقات ناگوار اجتماعي


    در درمان كودكان افسرده توجه به علت افسردگي اهميت فراوان دارد؛ براي مثال چنانچه منبع حمايتي اي را كه كودك از دست داده بشناسيم، مي توانيم جايگزين خوبي براي او در نظر بگيريم.

    همان طور كه قبلاً گفته شد افسردگي در اثر فقدان به وجود مي آيد؛ بنابراين در درمان بايد به فكر به دست آوردن چيزهاي مطلوب و دوست داشتني براي كودك باشيم.

    اجازه دهيم كودك افسرده صحبت كند و احساس خود را بيان نمايد.به احساس او احترام بگذاريم و سعي كنيم با تغيير رفتار خودمان تفسير كودك از وقايع پيرامونش را عوض كنيم. گاهي نيز لازم است محيط كودك را قدري تغيير دهيم.

    كودكان،خود بهترين منابع اطلاع رساني به بزرگسالان هستند يعني از خود كودك مي توانيم اطلاعاتي در مورد اين كه چرا غمگين است به دست آوريم.

    در بسياري موارد،افسردگي كودك به نوع رابطه او با عزيزانش به خصوص مادر مربوط مي شود.

    گاهي نيز رفتار خشونت بار پدر و عدم ابراز عشق و محبت توسط او،به بروز حالات غمزدگي و افسردگي در كودك مي انجامد.

    در اين صورت، آموزش والدين براي اين كه چگونه با فرزندشان رفتار كنند مي تواند بسيار كمك كننده باشد.سختگيري هاي افراطي پدر و مادر هم مي تواند توليد افسردگي و بي پناهي كند.

    بنابراين روان درماني حمايتي، آموزش والدين، تغيير محيط و به دست آوردن چيزهاي مطلوب، از نكات مهمي است كه در درمان افسردگي كودك بايستي به آنها توجه كرد.

     


     

    + نوشته شده در سه شنبه 21 مهر1388ساعت 11:3 توسط دانشجو

     

    افـسردگي اختلالي است كه قادر است افكار، خلق و خو،احـساسات، رفـتــار،سلامتي جسماني و روحي شما را تحـت الشـــعاع قرار دهد. هر انساني در مقاطع خاصي از
    زنـدگي خود به افسردگي دچار ميگردد.نشانه ها و علايم افسردگي عبارتند از:


    * غم و اندوه پايدار، اظطراب، احساس پوچي.


    * احــساس نا اميدي و بدبيني- احساس گناه، احسـاس


    بي ارزشي و در ماندگي - احساس تيره بختي.

    * كاهش سطح انرژي و احساس خستگي.

    * دشواري در تمركز، ياد آوري و تصميم گيري-عدم توانايي
    در انديشيدن.

    * بي خوابي و يا افزايش ميزان خواب.

    * از دست دادن اشتها و كاهش وزن - يا پر خوري و افزايش وزن.

    * عدم تمايل به ملاقات با ديگران - يا وحشت از تنها ماندن - حضور يافتن در فعاليتهاي اجتماعي دشوار و غير ممكن ميگردد.

    * احساس بي ارزش بودن و نا عادلانه بودن زندگي- احساس شكست- احساس سربار بودن.

    * از دست دادن علاقه و ميل به فعاليتهاي معمولي در زندگي و يا سرگرميهايي كه پيشتر براي فرد لذت بخش بوده اند.

    * بيقراري و بيتابي - زود رنجي و تحريك پذيري- و يا كند شدن حركات و واكنشها- بي تفاوتي.

    * افت اعتماد بنفس - سرزنش مدام خود - نگراني از گذشته و آينده.

    * مشكلات جسماني كه معمولا به دارو جواب نميدهند مانند: خارش بدن - تاري ديد -تعريق شديد- خشكي دهان- مشكلات گوارشي (يبوست، اسهال - سوء هاضمه)-سردرد - كمردرد.

    * افكار صدمه زدن به خود و يا ديگران - افكار خود كشي.
    علل پديد آمدن افسردگي


    علل پديد آمدن افسردگي نيز گوناگون ميباشد:

    * وراثت.


    * محيط هاي نا ايمن و خطرناك مانند: آلودگي هوا و آب.


    * محيطهاي آشفته مانند: خشونت در خانه و روابط.


    * درگذشت همسر، فرزند، والدين و دوستان.


    * ضربه هاي روحي شديد در كودكي و يا بزرگسالي.


    * از دست دادن حمايتهاي اجتماعي در پي طلاق، دوري از دوستان، قطع رابطه، از دست دادن شغل.


    * شرايط ناسالم اجتماعي مانند: فقر، بي خانماني و خشونت در جامعه.


    * بيماريهاي مزمن مانند سرطان، ديابت و ايدز.


    * شكست و ناكاميها-تجارب ناخوشايند.


    * تغييرات هورموني - اختلال در تعادل انتقال دهنده هاي عصبي همچون سروتونين.


    * در اثر مصرف برخي داروها مانند داروهاي خواب آور، ضد بارداري و كاهنده فشار خون بالا.


    * استفاده از الكل، مواد مخدر و ديگر داروها.


    * تغذيه نامناسب مانند كمبود فولات و ويتامين B1 و يا مصرف زياد مواد قندي و كافئين دار.


    * ضعف شخصيت، اعتماد بنفش پايين، بد بيني و هم وابستگيها.


    * استرس .


    * الگوي تفكرات منفي.


    * عدم تحرك بدني و نداشتن تفريح و سرگرمي.


    * انزوا و گوشه گيري.

     

    انواع افسردگي:

     


    1- افسردگي اساسي: اين نوع افسردگي اختلال در خلق ميباشد كه معمولا 2 هفته بطول مي انجامد. احساس دلتنگي و حزن مفرط و از دست دادن ميل و لذت از فعاليتهاي دلپذيرو احساس گناه و بي ارزشي از نشانه هاي آن ميباشد. اين نوع افسردگي خطرناك بوده و ميتواند به خود كشي منجر گردد.

     

    2- افسردگي مزمن: شدت علايم آن از افسردگي اساسي كمتر بوده اما دوره آن طولاني و ممكن است و 2 الي 5 سال بطول انجامد. علايم آن معمولا ناتوان كننده نميباشد اما در عملكرد مناسب و احساس خوشايندي فرد تاثير گذار است

     

    3- اختلال در سازگاري: هرگاه انسان عزيزي را از دست ميدهد، شغلش را از دست داده و يا تغيير ميدهد، و يا آگاه ميگردد كه بيماري لاعلاجي دارد كاملا طبيعي است كه احساس استرس، اندوه و خشم ميكند. اما در نهايت امر افراد خود را با شرايط پديد آمده وفق ميدهند. اما برخي قادر به چنين عملي نميباشند. هنگامي كه واكنش فرد به يك موقعيت و يا حادثه سبب افسردگي در وي ميگردد به آن اختلال در سازگاري ميگويند.

     

    4- اختلال دو قطبي: به تغييرات غير قابل پيش بيني خلق از شيدايي تا افسردگي اختلال دو قطبي ميگويند. در يك زمان فرد رفتار برونگرايي مفرط، پر حرفي، خود بزرگ بين از خود بروز ميدهد و در دوره اي ديگر افسرده ميگردد.

    ۵- افسردگي فصلي: اين نو ع افسردگي معمولا در زمستان شيوع مي يابد. علت آن كاهش تابش نور خورشيد است.اين افسردگي سبب سردرد، تحريك پذيري و كاهش سطح انرژي ميگردد.

     

     

    راهبردهايي براي غلبه بر افسردگي:

     


    1- براي خود اهداف قابل دسترس تعيين كنيد.

    2- تنها به ميزان معقول و در حد توان خود مسئوليت بعهده بگيريد.

    3- كارها، اهداف و وظايف بزرگ را به بخشهاي كوچك تقسم كنيد.

    4- مديريت زمان و الويت بندي را فراموش نكنيد.

    5- مدتي از وقت خود را با ديگران و يك دوست صميمي سپري كنيد. سعي كنيد فردي را در زندگي بيابيد كه بتوانيد به وي اعتماد كرده و با وي درد دل كنيد.

    6- به سرگرميهايي كه علاقه داريد بپردازيد.

    7- ورزش كنيد و فعاليت بدني منظم داشته باشيد.

    8- تا بر طرف شدن آثار افسردگي تصميمات مهم و حياتي خود را به تعويق اندازيد.

    ۹- به خاطر داشته باشيد كه بهبودي خلق افسرده زمانبر و تدريجي ميباشد انتظار معجزه نداشته باشيد.

    10- از افراد غير حامي و منتقد اجتناب كنيد.

    11- به دوستان و خانواده خود اجازه دهيد در روند بهبودي به شما كمك كنند.

    12- افكار مثبت را جايگزين افكار منفي گردانيد.

    13- به خاطر داشته باشيد كه زندگي بطور ذاتي مبهم و نامشخص بوده و در بسياري از شرايط تنها يك پاسخ واحد مشكل گشا نخواهد بود.زندگي مملو از احتمالات است.

    1۴- شما بايد بياموزيد چگونه ميان اموري كه شما مسئول آنها ميباشيد و يا نميباشيد تفاوت قائل گرديد. معمولا افراد كنترلي كه بر شرايط دارند را كمتر و يا بيشتر از آنچه هست بر آورد ميكنند.اموري كه شما مسئوليتي در قبال آن نداريد و يا خارج از كنترل شماست به حال خود بگذاريد.

    15- شما بايد قادر باشيد ميان موقعيتهايي كه ارزش شما بايد بر اساس موفقيتهاي شما تعيين گردند و ديگر موقعيتها تفاوت قائل گرديد

    16- شما بايد بياموزيد كه چه زمان بايد با احساسات خود ارتباط برقرار كرده و چه زمان از آنها فاصله بگيريد.

    17- شما بايد بياموزيد كه چه هنگام بايد به بر زمان حال تمركز كنيد و چه هنگام به زمان آينده

    18- خوشبختي و نيل به شادي در زندگي هدف نامعقولي نيست اما شما بايد ابتدا مفهوم خوشبختي را براي خود معنا كرده و سپس با برنامه ريزي و ايجاد سلسه مراتب و پيروي از آنها به خوشبختي مطلوب خود دست يابيد

    19- شما بايد قادر باشيد كه ميان احساسات دروني خود و واقعيتهاي عيني تفاوت قائل گرديد

    20- شما بايد قادر باشيد تا با ديگران رابطه برقرار كنيد

    21- اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد

    22- وابستگي خود را به دنياي خارج كاهش دهيد.

    23- به خاطر داشته باشيد هيچ فرد ديگر ي جز خود شما مسئول شادي شما نميباشد.

     


     

    + نوشته شده در دوشنبه 20 مهر1388ساعت 20:58 توسط دانشجو

    الفبای یونانی Psi اغلب به عنوان نماد روان‌شناسی استفاده می‌شود.

    Home
    Email
    Night Skin